Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/script-loader.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/update.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/rest-api/endpoints/class-wp-rest-controller.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/class-wp-block-parser.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/block-patterns.php on line 1
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /var/www/html/wp-includes/script-loader.php:1) in /var/www/html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
کنسولی که بعید میدونم با گرافیک چشمنواز و البته انقلاباش، پلانهایی از خاطرات کودکی ما رو تشکیل نداده باشه.
حقیقتا چه کسی فکرش رو میکرد روزی CPU اون کنسول، بشه قلب تپندهی یکی از ماجراجویانهترین پروژههای فضایی بشر. New Horizons نام کاوشگری بود که درست ۹سال قبل، برای شناخت بیشتر پلوتو، به فضا پرتاب شد. کاوشگری که بهپاس قدردانی از اولین کاشف زمینی پلوتو (کلاید تامبا – ۱۹۳۰)، خاکسترش رو بههمراه خود حمل میکنه.
نسخهی اصلی بهکار رفته از پردازندهی MIPS R3000 در کنسول PlayStation، فرکانسی تقریبا برابر با ۳۳مگاهرتز رو دارا بود اما گویا برای ناسا، فرکانسکاری ۱۲مگاهرتز برای به سرانجام رساندن یک پروژهی ۹ساله و سفر بیش از ۷میلیارد کیلومتری کافی به نظر میرسید.
]]>ناسا با یه پردازندهی ۱۲ مگاهرتزی، داره مرز دسترسی بشر و افق دیدها رو جابهجا میکنه، شما با گجتهای چن هستهای چند گیگاهرتزیتون مشغول چهکاری هستین؟!
اولین موردی که شاید شما را در بدو ورود به مکان رویداد، دگرگون کند، افراد و جو موجود در آن است. انسانهیی که با تخصصها و گرایشهای مختلف، حول هدف محوری ایجاد شرکت و استارتاپ گرد هم آمدهاند. در این هنگام نه فقط شما و حتی خیلیها از شرکتکنندگان دیگر شاید احساس عدم توانمندی و دچار عامل بازدارندهای شوند که اگر بهدرستی با آن برخورد شود میتواند منجر به «تخریب اولیهی خلاق» گردد. در این مرحله با انسانها با مهارتهای مختلف آشنا میشوید و احساس میکنید در برابر آنان حرفی برای گفتن ندارید! در واقع این ذهنیت را در دو جهت میتوان مورد بررسی قرار داد. جهت مثبت آن این است که شما شخصیت کاری و حرفهای خود را تخریب و مجددا سعی در چینش مهندسیشدهی آن مینمایید. اا ا جهت دیگر این عامل نباید مانع از ارتباطگیری و سعی در حلشدن شما در جمع را نماید.
واقعیت را بپذیرید که هیچکس کامل نیست، البته استارتاپویکند مملوء از انسانهایی است پرتواضع و داشتن اعتماد به نفس و جوهره و خواست یادگیری، اولین کلید موفقیت شما در استارتاپویکند خواهد بود. فراموش نکنید که اصلیترین کارکرد رویدادهایی چون استارتاپویکند، فراهم آوردن محفلی برای آموزش و یادگیری مهارتها بهصورت رودررو با افراد در عمل و اجرا است. پس از این ترس به بهترین شکل بهنفع خود بهرهگیرید.
در مرحلهی بعد یک دو راهی بیشتر وجود ندارد. یا صاحب ایده هستید و در صف ارائه دهندگان ایده قرار میگیرید و یا در بین جمع حاضرین و ارائه ایدههای دیگران را کیفیتسنجی میکنید. ارائهدهندگان ایده ۶۰ثانیه فرصت دارند تا ایدهی خود را بههمراه معرفی خود، نیازمندیهایشان و جذب آراء و نظر حضار بهکار گیرند. ۶۰ثانیه زمان بسیار کمی است؟ واقعا خیر. در اینجا بهشما نشان میدهیم که چگونه برای ۶۰ثانیه خود بهدرستی برنامهریزی کنید. در ۱۰ثانیه اول خود را معرفی کنید. کلیدیترین و مرتبطترین واژههایی که شما را ابراز میدارند را برای خود بهکار گیرید. در ۲۰ثانیه بعدی، ایدهی خود را بیان کنید. اگر میخواهید یکایدهدهندهی صرف نباشید و مدیریت گروه خود را هم بر عهده داشته باشید، حتما در این ۲۰ثانیه بهدیگران بقبولانید که یک فرد مورد اعتماد، قابل اتکا و مدبری هستید. اینکه دقیقا ایدهی شما چه مشکلی را حل میکند، راهحل شما چیست، رقبای احتمالیتان چه کسانی هستند و برگبرندهی شما چه میتواند باشد، مواردی است که در ۲۰ثانیهی بعد از معرفی ایده باید بیان کنید. در ۱۰ثانیه آخر نیازمندیهایتان به افراد با مهارتهای مختلف را بیان کنید. به چه کسانی در تیمتان و با چه ویژگیهایی نیازمندید. در نهایت برای ایدهی خود یک نام انتخاب کنید. لازم نیست این نام برای همیشه، معرف گروه شما باشد، اما حداقل مرتبط بودنش با ایدهی شما میتواند در ذهن دیگران تداعیکننده ی مثبت و هدفمندی باشد.
این زمانبندی پیشنهادی ماست و میتوانید تناسبهای زمانی خودتان را بهکار گیرید. با تمام این تفاسیر، بیراهه نیست که ارائهی خود را پیشتر بههمراه یک زمانسنج تمرین کرده باشید.
در مرحلهی بعد اگر شما ارائه دهنده ایده بوده باشید، باید زیر پلاکارد در نظر گرفتهی ایدهی خود، در بیرون سالن همایش حاضر شوید تا از ایدهی خود دفاع کنید، دیگران را توجیه و افراد متخصص را جذب کنید. در نهایت نوبت به انتخاب ۱۰ ایدهی برتر به اتفاقآراء شرکتکنندگان میرسد . این نکته را مدنظر داشتهباشید که الزاما بهترین و نابترین ایدهها وحتی ارائهها رایآور نیستند. در واقع آنچه تاکید رویدادهایی چون استارتاپویکند است، مجموع توانمندی شما در شیوهی ارائهی ایده، جذب و مدیریت نیروها، مهارت در تکشیل تیم و ارتباطگیری است که میتواند برگبرندهی نهایی شما باشد. پس باید در خیلی از موارد، به جز داشتن ایده و ارائهی آن، تاحدودی حرفی برای گفت داشته باشید. افرادی هم که صاحب ایدهای نبودهاند، دقت داشته باشند که صرف داشتن ایدهی خوب دلیلی بر رایآوری آنان نیست، خیلی وقتها مدیریت و دیگر عوامل میتوانند در موفقیت طرح دخیل باشند. البته این را هم فراموش نکنید که میتوانید به صاحب ایده پیشنهاد همکاری در سطوح مختلف و یا حتی pivot دهید.Pivot در لغت زبان انگلیسی به معنای چرخش است و اصطلاحا به اصلاح و تغییر جهت فکری و عملی گروه از حالت قبل به جدید را گویند. واژهای است که احتمالا بهکررات در هنگام برگزاری رویداد بشنوید. مابقی آموزهها و نکات را واگذار میکنیم به مربیان حاضر در رویداد و تجربهی عملی خود شما. س کاملا آمادهی تخریب خلاق و مهندسی مجدد منوجودی خود باشید!
در پایان توصیه شخصی بنده به شرکتکنندگان دومین رویداد استارتاپویکند بیرجند، داشتن کارتویزیت، آوردن لپتاپ، دوربین عکاسی جهت ثبتخاطرات ، مقدار بسیار زیادی انرژی و صد البته اگر برنامهنویس هستید، صفحهکلید شخصیتان را فراموش نکنید!
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در روزنامهی “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحهی ۲ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.
برای پاسخ به این سوالات باید قدری رو راست باشیم. واقعیت امر این است که کارآفرینان هم انسانهایی هستند همانند دیگران. آنان هم نفس میکشند، غذا میخورند، مریض میشوند، شاد میشوند و غمگین، امیدوار میشوند و ناامید و بهطور کلی آنان هم اکسیژن جو را به دیاکسیدکربن تبدیل میکنند، اما با کیفیت و بازخوردی کاملا متفاوت با دیگران. آنان در نهایت «خلق ارزش» میکنند.
بنابراین اصلیترین و شاید بتوان گفت تنها تفاوت کارآفرینان با دیگر نسانهای جامعه، در کیفیت رفتارها، برنتابیدن موانع موجود در راه و تمرکز بالای آنان بر روی موضوع است.
در این نوشتار قصد نداریم ویژگیهایی که به زعم نگارنده کلیشهای پنداشته میشوند را مرور کنیم. میکوشیم بدانیم چگونه میتوان جزء ۱درصد جامعهی جهانی قرار گرفت و مصرفکنندهبودن صرف را کنار گذاشت و روی به «خلق ارزشها» آورد. این نکتهی بسیار مهم را متذکر میشویم که برای کارآفرین شدن باید جوهرهی وجودی تغییر، رها کردن ساحل آرامش و به اقیانوس پیوستن را حتی بدون قطبنما در خود نهادینه نمود. اینچنین است که شما قطعا در مسیر، جهتیاب خود را خواهید ساخت!
واقعیت امر این است که برای کارآفرین بودن نه فقط باید مهارت و نبوغ خاصی در حل مشکلات داشت، بلکه باید توانایی شناسایی و ایجاد فضای مشکلی که از پیش هم وجود نداشته است را هم دارا بود. البته دستهی دوم را که به تعبیر نگارنده «ابرکارآفرین» نامیده میشوند، افرادی هستند که سبک جدیدی از شیوهی کاری و زندگی را پیش روی دیگران نمایان میکنند و برای آن راهحل ارائه میدهند. بارزترین شرکتی که در دنیا حداقل در برههای چنین عمل کرده، شرکت اپل و بنیانگذار و ناجی فقیدش «استیو جابز» را یتوان نام برد.
در همین راستا مردم عادی و حتی کارآفرینان مسیر پیموده، از ردههای مختلف در دنیا دست در دست هم داده و تلاشهای ارزشمندی را برای آغاز نهضت کارآفرینی و کسبوکار ایجاد نمودهاند. میتوان یکی از این نمونهها را که اتفاقا در کشور ما نیز مورد توجه و استقبال بسیار خوبی قرار گرفته و موفق به ایجاد جامعهی کاربری مناسبی شده است را رویداد استارتاپویکند نام برد. استارتاپویکند و نمونه رویدادهای مشابه آن که در سطح جهان کم هم نیستند، از قاعدهی بسیار سادهی وحدت در هنر و نقاشی بهره میگیرند. اول همهچیز را در مقیاس کوچک طراحی و اجرا میکنند، تکرارپذیر بودن آن را بررسی و سپس مطابق واقعیت بهدست آمده در دنیای کوچک، در دنیا بزرگ به محک محصولشان و مدلسازی میپردازند.
طبیعی است که علاقمندان با شرکت در رویدادهایی چون استارتاپویکند، در سه روز آخر هفته میتوانند طعم شیرین و منحصربهفرد خالق بودن را تجربه کنند و چه بسا مابقی عمرشان را در بین ۱درصد هدفمند و تاثیرگذار جامعهشان سپری کنند.
البته امید است نگرانی بهجای این روزهی جامعهی استارتاپی ایران که همانا تبدیل شدن چنین رودادهایی به مکانی صرفا نمایشی، مورد توجه و آسیبشناسی جدی اهل فن قرار گیرد. یکی از پیشنهادهای نگارنده، روی آوردن به تحلیل و بررسی اکوسیستم کارآفرینی ایران، خروجیهای جدی آن و دستکشیدن از صرفا ترجمهی محتواهای خارجی است!
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر ده ات. این نوشتار همچنین در روزنامهی “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحهی ۵ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.
باتغييرات شتابان درمحيط بين المللي و گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و جايگاه جديد و نوینی كه سه انقلاب اينترنت، ديجيتال و كارآفريني در حال تحول آن ميباشند، براي جستجوگران تغییر سؤالات متعددی مطرح میگردد:
-جايگاه و سهم ما از تجارت جهاني درحوزه IT و بازاريابي چيست؟
-چرا بعضي از كشورها مانند كرهجنوبی، سنگاپور، تايوان، مالزي كه عقبتر از ما در توسعه اقتصادي بودند، گوي سبقت را از ما ربودهاند؟
-چرا در ده سال گذشته با ورود به دوران گذر از جامعه صنعت به جامعه اطلاعاتي كشورهايي مانند هند، فنلاند، ايرلند جهشهاي ميليارد دلاري انجام دادهاند؟
-چرا شركتهاي جديد در عرصه ديجيتال و اينترنت با كارآفريني خود در كشورهاي مختلف به سرعت بهعنوان ميلياردهاي جديد معرفي شدند و چرا كشور ما از الگوهاي كسبوكار جديد در حوزه کارآفرینی بهره مند نميشود؟
-چرا خروجي دانشگاههاي آمريكايی مانند استنفورد، هاروارد، بابسون، MIT و … كارآفريناني چون بيل گيتس (مايكروسافت)، جفري بزوس (آمازون) و حتی نمونههای جوانی چون دیوید کارپر(تامبلر) و کوین سیستروم (اینستاگرم) است و نقش كليدي در موفقيت و توسعه كشور خود دارند؟ و چرا ما ايرانيا از ان فرصتهاي طلايي بهندرت بهرهمند میشويم؟
طبيعتاً پاسخ به سوالات را ميتوان به سياستها و استراتژيهاي توسعه، فضاي رقابتي كسبوكار، امنيت سرمايه، امنيت سياسي و اقتصادي و از همه مهمتر نظام آموزش و پرورش کشور نسبت داد. اما در كل نكته قابل طرح كه در توسعه از آن غفلت كردهايم، وجود عامل تغيير Change agent است كه پيشبرندهی توسعه و موتور توسعه بهعنوان عامل تغییر ميباشد.
عامل تغيير چيست؟ در گذشته طي قرون متمادي اقتصاددانان اصليترين افراد پاسخگو به اين مسئله به طرق زير بوده اند:
1- مركانيستها (تجاريون) اولين گروهي بودند كه استراتژي توسعه مبتني بر فعاليت بازرگاني را مطرح كردند و عنوان نمودند جامعهاي موفق مي باشد كه طلا و نقره بيشتري داشته باشد و فعاليت موجد ارزش افزوده تجاري داشته باشد.
2- طبيعيون دومين گروهي بودند كه عنوان كردند كشوري توسعه يافته و موفق مي باشد كه زمين بيشتري داشته باشد و كشاورزي بهعنوان فعاليت اصلي موجب ارزش افزوده گردد.. توماس مان اين جمله كليدي را عنوان نمود “زمين يگانه سرچشمه ثروت است”.
3- كلاسيكها سومين گروهي بودند كه توليد را عامل ارزش افزوده و صنعت را محور توسعه نام نهادند تا از تركيب عوامل توليد، كار و نيرو، سمايه و زمين افزوده ايجاد گردد.
4- اقتصاددانان مكتب اتريش (خصوصاً شومپيتر) چهارمين گروهي بودند كه عنوان كردند جامعهاي موفق و توسعه يافته مي باشد كه در آن نوآوري محور توسعه باشد.
در واقع سوال اساسي بازهم بدين صورت مطرح مي شود چگونه نووري رخ میدهد و آيا همه میتوانند نوآوري را انجام دهند و آيا اكتسابي است؟ واضح است که هر كس از نگاه كاري خود استراتژي توسعه را بيان ميدارد اما شومپيتر نوآوري را موتور توسعه اقتصادي مي داند و اعلام مینمايد كه كشور يا جامعهاي موفق است كه در آن نوآوري موتور توسعه محور اصلی باشد.
شومپيتر بیان ميكند شركت هاي جديد توسط كارآفرينان، شركتهاي قديم را از صحنه رقابت كنار ميزنند. اين نتیجهی انکارناپذیر تخريب خلاق Creative destruction است كه از طرق زير حاصل ميگردد:
– ارائه محصول يا خدمت جديد
– ایجاد یا خلق بازار جدید
– منبع جديد
– ايجاد تشكيلات جديد در شركت موجود
با يك مثال اين موضوع را بهتر روشن میکنیم:
در گذشته معلمان در سركلاسها از چوب اشاره استفاده مينمودند، سپس آنتن فلزي و خودكار به بازار آمد. در حال حاضر اشارهگر ليزري با باطري استفاده ميشود. روح بيان شومپيتر چنين است : نجارها مسئول توليد اشارهگر چوبي بودند و از نظر كارايي و كيفيت مشكل توليد نداشتند. يك فرد كارآفرين با تشخيص اين فرصت كه ميتوان كالاي بهتر و با كارائي بيشتر توليد كرد، محصولي به نام اشارهگر فلزي را به بازار ارائه نمود كه مشكل حمل و نقل اشارهگر چوبي را حل نموده و از طرفي قابليت خودكار شدن و هديه دادن را نيز پيدا كرده بود.
اين محصول جديد بازار كالاهاي قبلي را كاملاً به خطر انداخت و در واقع اين زاد و ولد و مرگ و مير شركتها عامل اصلي توسعه ميباشد. اين نوآوري موتور توسعه ميباشد و اين تخريب جوانمردانه و به نم تخريب خلاق ميباشد. باز هم فرد كارآفرين ديگري با تركيب باطري و ليزر، اشارهگر جديدي به بازار ارائه نمود، كه نشانگر فلزي را كنار زده و بازار جديدي را خلق كردند. حال سوال اين است كه كارآفرين بعدي چه چيزي را جايگزين اشارهگر جديد خواهد نمود و به بازار عرضه مي نمايد.
حال این سوال پیش میآید كه چگونه كارآفرين توان اين نوآوري و خلق فرصت را پيدا ميكند. آيا كارآفريني اكتسابي و پرورشي است يا اينكه ذاتي مي باشد. آيا همه توانايي پيدا نمودن اين اكسير را خواهند داشت. نگاه كارآفرينانه بهدنبال يافتن اين اكسير و تقويت اين موجوديت مي باشد ك شكار لحظهها و فرصتها نقش اساسي در موفقيت دارد و اين موفقيت هميشه بهدست نميآيد.
در بررسي مسير موفقيت افراد در ايجاد كسب و كار سوالي كه همواره مطرح مي شود اين است كه چگونه فرد اقدام به عمل كارآفرينانه مينمايد يعني در انتخاب ايده و كسب و كار چگونه فرصتِ ايجاد كسب و كار را كشف مينمايد، آيا بخت و اقبال عاملش بوده يا نگاه آگاهانه و اقدام خردمندانه از پيش طراحي شده مي باشد كه مسیر رهیافت را نمایان میکند.
رویدادهایی چون استارتاپویکند، در تلاش برای آگاهسازی این نگاهکارآفرینانه در جوامع ما میباشند.
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در صفحات ۵ روزنامههای “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ و “بیرجند امروز” بهتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ به قلم نویسنده بهچاپ رسیده است.
Steve Jobs: Stay Hungry. Stay Foolish

]]>پ.ن۱: معنای عبارتی که استیو جابز در پایان سخنرانی(ویدئو+متن) معروف و تکان دهندهی خودش در سال ۲۰۰۵ میلادی در دانشگاه استنفورد، از پشت آخرین شمارهی یک مجلهی جغرافیا نقل کرد: منظور از گرسنه(مشتاق) بمان،میل همیشگی به یادگیری،قانع نشدن و تلاش مداوم رو به جلو است و منظور از احمق(دیوانه) بمان،مانند انسانی که هیچ چیزی نمیداند، از پرسیدن سوال و یادگیری چیزهای (بهظاهر) احمقانه، بیمی نداشته باش.
پ.ن۲: چند روزی است در فضای وبلاگستان فارسی بحثهای مختلفی در خصوص دستاوردها و نقش آقای جابز در تکنولوژی و بهطور کلی زندگی انسانها پیشآمده و اظهارنظرهای مختلف و متفاوتی صورت گرفته.از طرفی اظهار نظر(+) بزرگانی چون ریچارد استالمن قدری فضا رو عوض کرده.چیزی که در پایین میبینید، جمعبندی بنده نسبت به آقای جابز،افکار مخالفینش و آیندهاست:
کاملا با دیدگاه آقای استالمن موافقم.از نظر مفهوم و فلسفهی آزادی نرمافزار و دنیای متنباز، آقای استیو جابز یه فاجعه بود.ولی چیزی که همهی ما رو مجبور به ستایش ایشون کرده همون شیوهی تفکرش نسبت به تکنولوژی و دستاوردهای بسیار مثبتش در محصولات ابتکاریش بوده.کاری کرد که مردم زبان تکنولوژی رو یاد نگیرن،بلکه تکنلوژی خوشو با زبان مردم وفق بده! اگه فردی رو بزرگ میدونیم، دلیلی نداره اون فرد رو بزرگ و درست در هر جنبهای بدونیم.این تفکر نشدنی و اساسا منطقی هم نیست! بهنظرم نمونهی تکامل یافتهی آفای جابز، باید تلفیقی از تفکرات استیو جابز و ریچارد استالمن باشه! «جابز(کیفیت و سادگی) + استالمن(آزادی،آزادگی و احترام)»
عنوان،کاملاً گویای جانِ مطلب است.منظور سرویسهای جدیدی(نه مفهموماً جدید!) است که این روزها تحت عنوان تلویزیون اینترنتی با نامهای تجاری مختلف،از نرمافزارها تا سختافزارهای گوناگون به بازار مصرف نهایی راه پیدا کردهاند.سرویسی که به اعتقاد نگارنده میتوان در یک جمله خلاصهاش کرد: تلویزیون+اینترنت.به اعتقاده بنده اینترنت رسانهای است فراتر از تلویزیون.به این معنی که میتوان آن را مرجع اصلی رسانههای امروزی دانست.
کاربردها و کارکردهای اینترنت و تلویزیون به عنوان دو وسیلهی ارتباطی مجزا بر کسی پوشیده نیست.اینکه هر کدام چه جایگاهی دارند و وسایل دسترسی به آنان چگونه است.اما چیزی که مسلم است نفوذ هر چه بیشتر اینترنت در وسایل و ابزارهای زندگی روزمرهیمان است.اینترنت به عنوان یک وسیلهی ارتباطی نوین و فوقالعاده سریع،گوی سبقت را چه از نظر اطلاعاتی و چه از نظر مفهوم و کاربردپذری از دیگر رقبا،ربوده است.از حداقل کاراییهای به جای ماندهی تلویزیون هم میتوان به لذت بردن از تماشای برنامهی آخر هفته به همراه خانواده در سالن پذیرایی نام برد.اما چه میشود که اینترنت و تلویزیون با همدیگر ادغام شوند؟ چه نتایجی دارد؟
برای پاسخ به سوال بالا،هر نفر میتواند لیست اموراتی را که با تلویزیون و رایانه شخصی(اینترنت) انجام میدهد،لیست کند و همان ادغام شدهی موارد را از تلویزیون اینترنتی انتظار داشته باشد.تلویزیونهای اینترنتی علاوه بر اینکه ویژگیهای واضحی را از تلویزیون به ارث بردهاند،دارای سیستمعامل و مرورگر اینترنتی هستند.فکر میکنم حدس زده باشید که چه میخواهم بگویم: همانند هر سیستم عاملی،شما میتوانید حساب کاربری(اکانت) برای هر شخصی ایجاد کنید تا هر کسی براساس آن به محتوای اطلاعاتی دستگاه و اینترنت دسترسی داشته باشد.خوب،این برای والدینی که دارای کودک هستند میتواند بسیار مفید واقع گردد.همچنین کاربر میتواند به راحتی در هنگام تماشای برنامهی تلویزیونی مورد علاقه خود،به گشت و گذار در اینترنت بپردازد.فرض کنید این قضیه چقدر میتواند هیجانی باشد هنگامی شما به طور همزمان سخنرانی مدیرعامل شرکتی را که صاحب درصدی از سهام آن هستید را به همراه صفحهی اینترنتی آخرین تغییرات زندهی بورس شرکت مورد نظر مشاهده میکنید! همان طور که اشاره کردم،شما کارکردهای عمومی را که از یک سیستمعامل انتظار دارید،در اینجا میتوانید مشاهده کنید.
اما مورد جذابتر و دلیل انتخاب عنوان ابن مطلب چیزی نیست جزء تماشای ویدئو محبوبتان از طریق تلویزیون اینترنتی.اولین نکتهی مثبت آن است که شما از شر برنامههای تلویزیونی تحمیلی رهایی یافتهاید.به دیگر سخن،شخص دیگری برای شما تصمیم نمیگیرد که شما لحظههایتان رو پشت صفحهی جادویی(؟!) چگونه سپری کنید.بنابراین در این سرویس جدید و ادغام تلویزیون با اینترنت،نوآوری و امکان جدیدی برای شما به ارمغان آورده شده است.حال یک گام جلوتر میرویم.اکنون شما میخواهید برنامه یا فیلم محبوب خود را تماشا کنید.چه میکنید؟ یکی از راهها آن است که به راحتی با مرورگر اینترنتی موجود در دستگاه،فیلم مورد نظر خود را خرید و در آن واحد ملاحظه کنید.حتی ببینید دوستاننان مشغول تماشای چه برنامههایی هستند و فیلمهای مورد علاقهشان چه بوده است.یک راه دیگر آن است که شما برنامهی تلویزیونی محبوبتان را که هفتهی پیش در فضای اینترنتی ذخیره کرده بودید،یه صورت کاملا برخط(آنلاین) تماشما کنید و هرکجا که رفتید آن را ببینید.فیلمها و برنامههای آخر هفتهی مورد علاقهیتان رو در اینترنت ذخیره کنید و همه جا با خود همراه داشته باشید.(هنوز سرویسی که این سه مورد آخر را اجرا کرده باشند پیدا نکردهام و صرفا زاییدهی ذهن خودم است)
با تمام این اوصاف،موارد و کارکردهایی که از نظرتان گذشت تنها گوشهای از کاربردهایی است که در لحظه نوشتن این مطلب به ذهنم رسید.پر واضح است که میتوان قابلیتهای بیشمار دیگری به آن اضافه کرد.نتیجهگیری بنده از تلویزیون اینترنتی،منسوخ شدن تدریجی کامپیوترهای شخصی و دستگاههای تلویزیونی است و محبوب شدن تلویزیون اینترنتی دقیقاً به همان دلیلی که گوشیهای هوشمند(اسمارتفون) و لوحهای رایانهای(تبلت) محبوب شدهاند! از طرف دیگر آزادی و احترام به حق انتخابی که این سرویس سختافزاری جدید به کاربرانش میدهد ستودنی است.
]]>