Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/script-loader.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/update.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/rest-api/endpoints/class-wp-rest-controller.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/class-wp-block-parser.php on line 1
Warning: Uninitialized string offset 0 in /var/www/html/wp-includes/block-patterns.php on line 1
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /var/www/html/wp-includes/script-loader.php:1) in /var/www/html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
اولین موردی که شاید شما را در بدو ورود به مکان رویداد، دگرگون کند، افراد و جو موجود در آن است. انسانهیی که با تخصصها و گرایشهای مختلف، حول هدف محوری ایجاد شرکت و استارتاپ گرد هم آمدهاند. در این هنگام نه فقط شما و حتی خیلیها از شرکتکنندگان دیگر شاید احساس عدم توانمندی و دچار عامل بازدارندهای شوند که اگر بهدرستی با آن برخورد شود میتواند منجر به «تخریب اولیهی خلاق» گردد. در این مرحله با انسانها با مهارتهای مختلف آشنا میشوید و احساس میکنید در برابر آنان حرفی برای گفتن ندارید! در واقع این ذهنیت را در دو جهت میتوان مورد بررسی قرار داد. جهت مثبت آن این است که شما شخصیت کاری و حرفهای خود را تخریب و مجددا سعی در چینش مهندسیشدهی آن مینمایید. اا ا جهت دیگر این عامل نباید مانع از ارتباطگیری و سعی در حلشدن شما در جمع را نماید.
واقعیت را بپذیرید که هیچکس کامل نیست، البته استارتاپویکند مملوء از انسانهایی است پرتواضع و داشتن اعتماد به نفس و جوهره و خواست یادگیری، اولین کلید موفقیت شما در استارتاپویکند خواهد بود. فراموش نکنید که اصلیترین کارکرد رویدادهایی چون استارتاپویکند، فراهم آوردن محفلی برای آموزش و یادگیری مهارتها بهصورت رودررو با افراد در عمل و اجرا است. پس از این ترس به بهترین شکل بهنفع خود بهرهگیرید.
در مرحلهی بعد یک دو راهی بیشتر وجود ندارد. یا صاحب ایده هستید و در صف ارائه دهندگان ایده قرار میگیرید و یا در بین جمع حاضرین و ارائه ایدههای دیگران را کیفیتسنجی میکنید. ارائهدهندگان ایده ۶۰ثانیه فرصت دارند تا ایدهی خود را بههمراه معرفی خود، نیازمندیهایشان و جذب آراء و نظر حضار بهکار گیرند. ۶۰ثانیه زمان بسیار کمی است؟ واقعا خیر. در اینجا بهشما نشان میدهیم که چگونه برای ۶۰ثانیه خود بهدرستی برنامهریزی کنید. در ۱۰ثانیه اول خود را معرفی کنید. کلیدیترین و مرتبطترین واژههایی که شما را ابراز میدارند را برای خود بهکار گیرید. در ۲۰ثانیه بعدی، ایدهی خود را بیان کنید. اگر میخواهید یکایدهدهندهی صرف نباشید و مدیریت گروه خود را هم بر عهده داشته باشید، حتما در این ۲۰ثانیه بهدیگران بقبولانید که یک فرد مورد اعتماد، قابل اتکا و مدبری هستید. اینکه دقیقا ایدهی شما چه مشکلی را حل میکند، راهحل شما چیست، رقبای احتمالیتان چه کسانی هستند و برگبرندهی شما چه میتواند باشد، مواردی است که در ۲۰ثانیهی بعد از معرفی ایده باید بیان کنید. در ۱۰ثانیه آخر نیازمندیهایتان به افراد با مهارتهای مختلف را بیان کنید. به چه کسانی در تیمتان و با چه ویژگیهایی نیازمندید. در نهایت برای ایدهی خود یک نام انتخاب کنید. لازم نیست این نام برای همیشه، معرف گروه شما باشد، اما حداقل مرتبط بودنش با ایدهی شما میتواند در ذهن دیگران تداعیکننده ی مثبت و هدفمندی باشد.
این زمانبندی پیشنهادی ماست و میتوانید تناسبهای زمانی خودتان را بهکار گیرید. با تمام این تفاسیر، بیراهه نیست که ارائهی خود را پیشتر بههمراه یک زمانسنج تمرین کرده باشید.
در مرحلهی بعد اگر شما ارائه دهنده ایده بوده باشید، باید زیر پلاکارد در نظر گرفتهی ایدهی خود، در بیرون سالن همایش حاضر شوید تا از ایدهی خود دفاع کنید، دیگران را توجیه و افراد متخصص را جذب کنید. در نهایت نوبت به انتخاب ۱۰ ایدهی برتر به اتفاقآراء شرکتکنندگان میرسد . این نکته را مدنظر داشتهباشید که الزاما بهترین و نابترین ایدهها وحتی ارائهها رایآور نیستند. در واقع آنچه تاکید رویدادهایی چون استارتاپویکند است، مجموع توانمندی شما در شیوهی ارائهی ایده، جذب و مدیریت نیروها، مهارت در تکشیل تیم و ارتباطگیری است که میتواند برگبرندهی نهایی شما باشد. پس باید در خیلی از موارد، به جز داشتن ایده و ارائهی آن، تاحدودی حرفی برای گفت داشته باشید. افرادی هم که صاحب ایدهای نبودهاند، دقت داشته باشند که صرف داشتن ایدهی خوب دلیلی بر رایآوری آنان نیست، خیلی وقتها مدیریت و دیگر عوامل میتوانند در موفقیت طرح دخیل باشند. البته این را هم فراموش نکنید که میتوانید به صاحب ایده پیشنهاد همکاری در سطوح مختلف و یا حتی pivot دهید.Pivot در لغت زبان انگلیسی به معنای چرخش است و اصطلاحا به اصلاح و تغییر جهت فکری و عملی گروه از حالت قبل به جدید را گویند. واژهای است که احتمالا بهکررات در هنگام برگزاری رویداد بشنوید. مابقی آموزهها و نکات را واگذار میکنیم به مربیان حاضر در رویداد و تجربهی عملی خود شما. س کاملا آمادهی تخریب خلاق و مهندسی مجدد منوجودی خود باشید!
در پایان توصیه شخصی بنده به شرکتکنندگان دومین رویداد استارتاپویکند بیرجند، داشتن کارتویزیت، آوردن لپتاپ، دوربین عکاسی جهت ثبتخاطرات ، مقدار بسیار زیادی انرژی و صد البته اگر برنامهنویس هستید، صفحهکلید شخصیتان را فراموش نکنید!
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در روزنامهی “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحهی ۲ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.
یکی از جدیترین انتقادهایی که گروهی از فعالان جامعهی کارآفرینی ایران مطرح میکنند، وجود تعداد زیادی از رویدادهایی چون استارتاپویکند اما نبود خروجیهای جدی، شرکتها و سرویسهای موفق در نقطهی مقابل است. شاید این مورد دلایل مستقیم و غیر مستقیمی داشته باشد اما به نظر شما نباید بین کیفیت، کمیت و خروجی چنین رویدادهایی رابطهی بامعنایی وجود داشته باشد؟
این فقط مختص ایران نیست و شامل تمام رویدادهایی مانند استارتاپویکند هم میشود. نکتهی استارتاپویکند در این است که لزوما منجر به شکلگیری شرکتی موفق نمیشود(کمااینکه اگر بشود بسیار هم عالیاست) در مقابل به افراد فرصت این را میدهد بدانند ایجاد استارتاپ مانند چیست. بسیاری از افراد در استارتاویکند یکدیگر را ملاقات و در ادامه با یکدیگر شرکت خود را تاسیس میکنند. من فکر میکنم اینچنین رویدادهایی به افرادی که میخواهند کارآفرینی را بدونآنکه مجبور باشند شغل و یا مدرسهیشان را رها گنند، کمککننده باشد. بنابراین، اینچنین رویدادی در حقیقت دربارهی ایجاد یک شرکت مادامالعمر نیست، بلکه در مقابل، ایجاد اکوسیستم و کارافرینان آینده است.
شاید قابل پیشبینی باشد که با توجه به اکوسیستم و جامعهی استارتاپی جوان اران، اغلب محتواها برای عاشقان استارتاپ داخلی ترجمههایی است خارجی و البته از منابع معتبر. با واضح بودن اینکه این برای شروع یک باید است و مزایای خود را دارد، اما راهکار شما برای اکوسیستم استارتاپی ایران بهمنظور گذار از این مراحل اولیه و ورود به فازهای تکاملی بعدی چیست؟
اگر سوال شما را به درستی فهمیده باشم، شما فکر میکنید محتواهای ترجمهای زیادی از خارج وارد میشود تا تولید محتواهای داخلی ایرانی. من فکر میکنم فضای زیادی برای محتوای ایرانی وجود دارد اما بهشرط ترجمه شدن آن به انگلیسی. در حقیقت دنیا خیل به ایران علاقمند است اما منابع معتبر محدودی در قبال ایران وجود دارد. بهنظر من بهتر بودن درک وضعیت اکوسیستم داخلی ایران از دید یک ایرانی، به اندازهی محتوای معروف تولید شده توسط کارآفرینان سرشناس مهم است.
من هیچوقت فراموش نمیکنم که چند سال پیش، نوشتههای شما در بلاگهای تککرانچ فرانسه و اروپا و همچنین وبلاگ شخصیشما-Techbaguette زندگی مرا بهکلی تغییر داد و باعث شد دیدم نسبت به اهدافم تغییر کند و با مفاهیی ون استارتاپ و کارآفرینی جهانی آشنا بشوم. اما شاید خیلی از افراد رسیدن به چنین کیفیتی از زندگی را که منجر به خلق ارزش میشود غیر ممکن بپندارند. شما زندگی یک کارآفرین و تلاش برای کارآفرین شدن را جدا از تمام بحثهای کلیشهای چگونه تعریف میکنید؟ آیا آنان مریخی هستند؟
[هاها]، کاملا. کارآفرینان هم میتوانند انسانهای محبوبمن و هم انسانهایی که کمترین علاقه را نسبت به آنانها دارم، باشند. و من هم دوست دارم خودم را جز این گروه بدانم. کارآفرینان انسانهای مشتاق و باهوشی هستند که بهطرز احمقانهای خوشبین هستند. بعضی اوقات بیشازحد خوشبین، تا جایی که میتوانند به جهان پیرامون خود بیتوجه باشند. بعضی اوقات احساس میکنم کارآفرینان از بحران اقتصادی تاثیری نمیپذیرند و اگر هم بپذیرند، آنها به سادگی آن را رقابت یا فرصت دیگری میپندارند. به همین خاطر است که گفته میشود، کارآفرینان واقعا احتیاج به یادگیری فن گوشدادن و چابک بودن دارند. این افراد هستند که بهترین کارآفرینان را تشکیل میدهند. و بسیار سخت است که بین این دو تلاقی بهوجود آید و من بهندرت شاهد افرادی بودهام که در اجرای عملی افکارشان، بهاندازهی پذیرا بودن به بازخوردهای دیگران، خوب بوده باشند. بهعلاوه، سبک زندگی کارآفرینی انچنان هم مسحورکننده نیست. زندگی آنان شامل کار سختکوشانه و از دستدادن چیزهای زیادی است، و بعضی اوقات مردم آن را فراموش میکنند. زندگی آنان همچنین شامل خطرکردنهای بزرگ و اغلب نوسانات روحی و روانی زیادی است. بنابراین من میگویم که کارآفرینان گونهی خاصی از انسان هستند.
شما فعالیتهایی چون GiT و بهطور کلی جایگاه زنان در دنیای کارآفرین، تکنونولوژی و گیکی را چطور میبینید؟ شاید تاکنون، برای خوانندگان ما فعالیتهای چون GiT هنوز بهطور کامل واضح نباشد. آیا این فعالیتها بهطور موازی در جامعهی استارتاپی سازمان داده میشوند یا اینکه بهدنبال اهداف و طرحهای جداگانهای هستند؟
Girls in Tech یک شبکهی جهانی بهمنظور حمایت زنان در کارآفرینی تکنولوژیک است. این شبکه در سال ۲۰۰۷ در سانفرانسیسکو توسط «آدریانا گسکوئین۱» شروع بهکار کرد و بنده در سال ۲۰۱۰ آن را در اروپا بنیان نهادم. بخش فرانسوی آن را بههمراه «مونیا رخا۲ (Schibsted) و بخش بریتانیایی آن را بههمراه «الا وستون۳» (WPP) و «مایهیری بانی۴» (گروه Propeller) بنیان نهادم. همچنین بخشهای دیگری هم در اروپا وجود دارد. هدف ما به سادگی ارائهی دیدیباز نسبت به زنانی است که تاثیر بهسزایی در کارآفرینی دارند.
زنان همچنان در فضای دنیای تکنولوژی یک اقلیتاند و بیشتر اوقات حرفهای کلیشهای زیادی در مورد آنان زده میشود. همچنین تعداد بسیار اندکی از زنان مهندس و مدیر اجرایی در شرکتهای بزرگ وجود دارد. امیدواریم که آن را تغییر دهیم. از آنجایی که زنان نیمی از مصرفکننگان روی کرهزمیناند، محصولات و سرویسهای تکنولوژیکی هم نیز بایستی جوابگو و پاسخدهندهی نیازهایشان باشد. بنابراین، جمعکردن زنان در صنعت تکنولوژیکی میتواند برای کل اقتصاد مفید باشد.
GiT تنها یکی از راهکارهای اولیهی حمایت از زنان در صنعت تکنولوژی است- تعداد بسیار زیادی گروههای دیگر هم وجود دارند، تعدادی بیشتر روی تکنولوژی تمرکز دارند و تعدادی بیشتر روی جوانب دیگر تجارت و کسبوکار. باید بگویم که واقعا نسبت حضور زنان در صنعت نگاه مثبتی دارم. احساس میکنم مردم در حال توجهنشان دادن خوبی هستند و حمایتهی زیادی از اکوسیستمها و کشورهای مختلف در سرتاسر جهان داشتهایم. هنوز، ما کارهای زیادی برای انجام داریم!
در نهایت میخواستم افکار و احساسات شما را دربارهی کمک به اجرای اولین رویداد استارتاپویکند ایرانیتان، آن هم بهصورت سخنران کلیدی جویا شوم.
واقعا هیجانزدهام! اگر بخواهم صادق باشم، پیش از آنکه به من چیزی دربارهی رویداد استارتاپویکند گفته شود، حتی نمیدانستم بیرجند کجا واقع میشود (شرمآور است، میدانم). در حقیقت، خیلی دوستدارم دربارهی اکوسیسم ایرانی بیشتر بدانم و به هر نحو که میتوانم کارآفرینان ایرانی را یاری رسانم. من در ایالات متحده آمریکا بزرگ شدهام اما همواره وابستگی و میل بسیار قوی نسبت به اصلیت ایرانی خود داشتهام و دوستداشتم قادر بودم تا زمان بیشتری را به شناخت و کشف ایران سپری میکردم. با تشکر از استارتاپویکند بیرجند و خوشبختانه رویدادهای پیشروی دیگر، احساس میکنم که در نهایت این بخت را داشتهام.
بنده هم بهنوبهي خود از زمانی که در اختیار ما قرار دادهاید، کمال سپاسگذاری و تشکر را دارم.
۱-Adriana Gascoigne
۲-Mounia Rkha
۳-Ella Weston
۴-Mihiri Bonney
]]>بازنشری از این مصاحبه در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند منتشر شده است. مهدی پرهیزی یکی از برگزارکنندگان و مسئولرسانهای این رویداد میباشد.
نسخهی انگلیسی / English Version
برای پاسخ به این سوالات باید قدری رو راست باشیم. واقعیت امر این است که کارآفرینان هم انسانهایی هستند همانند دیگران. آنان هم نفس میکشند، غذا میخورند، مریض میشوند، شاد میشوند و غمگین، امیدوار میشوند و ناامید و بهطور کلی آنان هم اکسیژن جو را به دیاکسیدکربن تبدیل میکنند، اما با کیفیت و بازخوردی کاملا متفاوت با دیگران. آنان در نهایت «خلق ارزش» میکنند.
بنابراین اصلیترین و شاید بتوان گفت تنها تفاوت کارآفرینان با دیگر نسانهای جامعه، در کیفیت رفتارها، برنتابیدن موانع موجود در راه و تمرکز بالای آنان بر روی موضوع است.
در این نوشتار قصد نداریم ویژگیهایی که به زعم نگارنده کلیشهای پنداشته میشوند را مرور کنیم. میکوشیم بدانیم چگونه میتوان جزء ۱درصد جامعهی جهانی قرار گرفت و مصرفکنندهبودن صرف را کنار گذاشت و روی به «خلق ارزشها» آورد. این نکتهی بسیار مهم را متذکر میشویم که برای کارآفرین شدن باید جوهرهی وجودی تغییر، رها کردن ساحل آرامش و به اقیانوس پیوستن را حتی بدون قطبنما در خود نهادینه نمود. اینچنین است که شما قطعا در مسیر، جهتیاب خود را خواهید ساخت!
واقعیت امر این است که برای کارآفرین بودن نه فقط باید مهارت و نبوغ خاصی در حل مشکلات داشت، بلکه باید توانایی شناسایی و ایجاد فضای مشکلی که از پیش هم وجود نداشته است را هم دارا بود. البته دستهی دوم را که به تعبیر نگارنده «ابرکارآفرین» نامیده میشوند، افرادی هستند که سبک جدیدی از شیوهی کاری و زندگی را پیش روی دیگران نمایان میکنند و برای آن راهحل ارائه میدهند. بارزترین شرکتی که در دنیا حداقل در برههای چنین عمل کرده، شرکت اپل و بنیانگذار و ناجی فقیدش «استیو جابز» را یتوان نام برد.
در همین راستا مردم عادی و حتی کارآفرینان مسیر پیموده، از ردههای مختلف در دنیا دست در دست هم داده و تلاشهای ارزشمندی را برای آغاز نهضت کارآفرینی و کسبوکار ایجاد نمودهاند. میتوان یکی از این نمونهها را که اتفاقا در کشور ما نیز مورد توجه و استقبال بسیار خوبی قرار گرفته و موفق به ایجاد جامعهی کاربری مناسبی شده است را رویداد استارتاپویکند نام برد. استارتاپویکند و نمونه رویدادهای مشابه آن که در سطح جهان کم هم نیستند، از قاعدهی بسیار سادهی وحدت در هنر و نقاشی بهره میگیرند. اول همهچیز را در مقیاس کوچک طراحی و اجرا میکنند، تکرارپذیر بودن آن را بررسی و سپس مطابق واقعیت بهدست آمده در دنیای کوچک، در دنیا بزرگ به محک محصولشان و مدلسازی میپردازند.
طبیعی است که علاقمندان با شرکت در رویدادهایی چون استارتاپویکند، در سه روز آخر هفته میتوانند طعم شیرین و منحصربهفرد خالق بودن را تجربه کنند و چه بسا مابقی عمرشان را در بین ۱درصد هدفمند و تاثیرگذار جامعهشان سپری کنند.
البته امید است نگرانی بهجای این روزهی جامعهی استارتاپی ایران که همانا تبدیل شدن چنین رودادهایی به مکانی صرفا نمایشی، مورد توجه و آسیبشناسی جدی اهل فن قرار گیرد. یکی از پیشنهادهای نگارنده، روی آوردن به تحلیل و بررسی اکوسیستم کارآفرینی ایران، خروجیهای جدی آن و دستکشیدن از صرفا ترجمهی محتواهای خارجی است!
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر ده ات. این نوشتار همچنین در روزنامهی “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحهی ۵ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.
باتغييرات شتابان درمحيط بين المللي و گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و جايگاه جديد و نوینی كه سه انقلاب اينترنت، ديجيتال و كارآفريني در حال تحول آن ميباشند، براي جستجوگران تغییر سؤالات متعددی مطرح میگردد:
-جايگاه و سهم ما از تجارت جهاني درحوزه IT و بازاريابي چيست؟
-چرا بعضي از كشورها مانند كرهجنوبی، سنگاپور، تايوان، مالزي كه عقبتر از ما در توسعه اقتصادي بودند، گوي سبقت را از ما ربودهاند؟
-چرا در ده سال گذشته با ورود به دوران گذر از جامعه صنعت به جامعه اطلاعاتي كشورهايي مانند هند، فنلاند، ايرلند جهشهاي ميليارد دلاري انجام دادهاند؟
-چرا شركتهاي جديد در عرصه ديجيتال و اينترنت با كارآفريني خود در كشورهاي مختلف به سرعت بهعنوان ميلياردهاي جديد معرفي شدند و چرا كشور ما از الگوهاي كسبوكار جديد در حوزه کارآفرینی بهره مند نميشود؟
-چرا خروجي دانشگاههاي آمريكايی مانند استنفورد، هاروارد، بابسون، MIT و … كارآفريناني چون بيل گيتس (مايكروسافت)، جفري بزوس (آمازون) و حتی نمونههای جوانی چون دیوید کارپر(تامبلر) و کوین سیستروم (اینستاگرم) است و نقش كليدي در موفقيت و توسعه كشور خود دارند؟ و چرا ما ايرانيا از ان فرصتهاي طلايي بهندرت بهرهمند میشويم؟
طبيعتاً پاسخ به سوالات را ميتوان به سياستها و استراتژيهاي توسعه، فضاي رقابتي كسبوكار، امنيت سرمايه، امنيت سياسي و اقتصادي و از همه مهمتر نظام آموزش و پرورش کشور نسبت داد. اما در كل نكته قابل طرح كه در توسعه از آن غفلت كردهايم، وجود عامل تغيير Change agent است كه پيشبرندهی توسعه و موتور توسعه بهعنوان عامل تغییر ميباشد.
عامل تغيير چيست؟ در گذشته طي قرون متمادي اقتصاددانان اصليترين افراد پاسخگو به اين مسئله به طرق زير بوده اند:
1- مركانيستها (تجاريون) اولين گروهي بودند كه استراتژي توسعه مبتني بر فعاليت بازرگاني را مطرح كردند و عنوان نمودند جامعهاي موفق مي باشد كه طلا و نقره بيشتري داشته باشد و فعاليت موجد ارزش افزوده تجاري داشته باشد.
2- طبيعيون دومين گروهي بودند كه عنوان كردند كشوري توسعه يافته و موفق مي باشد كه زمين بيشتري داشته باشد و كشاورزي بهعنوان فعاليت اصلي موجب ارزش افزوده گردد.. توماس مان اين جمله كليدي را عنوان نمود “زمين يگانه سرچشمه ثروت است”.
3- كلاسيكها سومين گروهي بودند كه توليد را عامل ارزش افزوده و صنعت را محور توسعه نام نهادند تا از تركيب عوامل توليد، كار و نيرو، سمايه و زمين افزوده ايجاد گردد.
4- اقتصاددانان مكتب اتريش (خصوصاً شومپيتر) چهارمين گروهي بودند كه عنوان كردند جامعهاي موفق و توسعه يافته مي باشد كه در آن نوآوري محور توسعه باشد.
در واقع سوال اساسي بازهم بدين صورت مطرح مي شود چگونه نووري رخ میدهد و آيا همه میتوانند نوآوري را انجام دهند و آيا اكتسابي است؟ واضح است که هر كس از نگاه كاري خود استراتژي توسعه را بيان ميدارد اما شومپيتر نوآوري را موتور توسعه اقتصادي مي داند و اعلام مینمايد كه كشور يا جامعهاي موفق است كه در آن نوآوري موتور توسعه محور اصلی باشد.
شومپيتر بیان ميكند شركت هاي جديد توسط كارآفرينان، شركتهاي قديم را از صحنه رقابت كنار ميزنند. اين نتیجهی انکارناپذیر تخريب خلاق Creative destruction است كه از طرق زير حاصل ميگردد:
– ارائه محصول يا خدمت جديد
– ایجاد یا خلق بازار جدید
– منبع جديد
– ايجاد تشكيلات جديد در شركت موجود
با يك مثال اين موضوع را بهتر روشن میکنیم:
در گذشته معلمان در سركلاسها از چوب اشاره استفاده مينمودند، سپس آنتن فلزي و خودكار به بازار آمد. در حال حاضر اشارهگر ليزري با باطري استفاده ميشود. روح بيان شومپيتر چنين است : نجارها مسئول توليد اشارهگر چوبي بودند و از نظر كارايي و كيفيت مشكل توليد نداشتند. يك فرد كارآفرين با تشخيص اين فرصت كه ميتوان كالاي بهتر و با كارائي بيشتر توليد كرد، محصولي به نام اشارهگر فلزي را به بازار ارائه نمود كه مشكل حمل و نقل اشارهگر چوبي را حل نموده و از طرفي قابليت خودكار شدن و هديه دادن را نيز پيدا كرده بود.
اين محصول جديد بازار كالاهاي قبلي را كاملاً به خطر انداخت و در واقع اين زاد و ولد و مرگ و مير شركتها عامل اصلي توسعه ميباشد. اين نوآوري موتور توسعه ميباشد و اين تخريب جوانمردانه و به نم تخريب خلاق ميباشد. باز هم فرد كارآفرين ديگري با تركيب باطري و ليزر، اشارهگر جديدي به بازار ارائه نمود، كه نشانگر فلزي را كنار زده و بازار جديدي را خلق كردند. حال سوال اين است كه كارآفرين بعدي چه چيزي را جايگزين اشارهگر جديد خواهد نمود و به بازار عرضه مي نمايد.
حال این سوال پیش میآید كه چگونه كارآفرين توان اين نوآوري و خلق فرصت را پيدا ميكند. آيا كارآفريني اكتسابي و پرورشي است يا اينكه ذاتي مي باشد. آيا همه توانايي پيدا نمودن اين اكسير را خواهند داشت. نگاه كارآفرينانه بهدنبال يافتن اين اكسير و تقويت اين موجوديت مي باشد ك شكار لحظهها و فرصتها نقش اساسي در موفقيت دارد و اين موفقيت هميشه بهدست نميآيد.
در بررسي مسير موفقيت افراد در ايجاد كسب و كار سوالي كه همواره مطرح مي شود اين است كه چگونه فرد اقدام به عمل كارآفرينانه مينمايد يعني در انتخاب ايده و كسب و كار چگونه فرصتِ ايجاد كسب و كار را كشف مينمايد، آيا بخت و اقبال عاملش بوده يا نگاه آگاهانه و اقدام خردمندانه از پيش طراحي شده مي باشد كه مسیر رهیافت را نمایان میکند.
رویدادهایی چون استارتاپویکند، در تلاش برای آگاهسازی این نگاهکارآفرینانه در جوامع ما میباشند.
]]>بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپویکند بیرجند بهعنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئولرسانهای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در صفحات ۵ روزنامههای “آوای خراسانجنوبی” بهتاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ و “بیرجند امروز” بهتاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ به قلم نویسنده بهچاپ رسیده است.
بسیار بسیار مفتخرم تا بنده هم در وبلاگ شخصیم، خبر برگزاری اولین استارتآپ ویکند در ایران-تهران رو اعلام کنم. بعد از مدتها مثل اینکه یکی از آرزوهای زندگیم که همون شرکت در اینگونه گردهماییها باشه، در حال به حقیقت پیوستنه. از قرار معلوم قراره استارتآپ ویکند در تاریخهای ۸، ۹ و ۱۰ ۱۶،۱۵ و ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۱ به تهران بیاد و جای خالی چندین و چند سالهی خودش رو پر کنه. فضایی خالی بهنام اجرا و پیاده کردن نهایی یک ایده که با گردهم آمدن افراد ایدهپرداز و کنندهکار امید به پر کردنش داره. بدون تعارف ما ایرانیها فعلا در موردش حرف زیادی واسه گفتن نداریم.
برای تعریف، هدفگیری و اینکه اصلا استارتآپ ویکند برای چه کسانیه و چهجور آدمها باید و نباید، تاکید میکنم باید و نباید اونجا شرکت کنن، شما رو به سایت رسمی این گردهمایی ارجاع میدهم.(+)(+) نکتهی بسیار مهم در مورد استارتآپ ویکند همونطور که پیشتر اشاره کردم، یگانه توجهاش به اجرا، اجرا و اجرای طرحهاست. اصلا مهم نیست صاحب چه ایدهای هستید-بله! اگه بخوایم صادق و واقعگرا باشم واقعا مهمه، تنها هدف اصلی پیمودن مسیر ایده به محصول نهایی است، حال این مسیر و محصول نهایی اشتباهات و خطاهایی داشته باشن، کاملا طبیعی و در ذات استارتاپ ویکند هستش.
اما نکتهی دیگری که حداقل تا به اینجای کار بهعقیدهی بنده از نظر برگزارکنندگان پنهان مونده، جای خالی و عجیبه ایدهپردازها- Idea Generators در بین کتگوریهای ثبتنام افراد در استارتآپ ویکنده، تقسیمبندی که تنها به ۳بخش متخصصین فنی، کسبوکار و طراحی خلاصه شده. لازم به توضیح نیست که افراد بسیاری وجود دارند که صاحب ایدههای بعضا نابی هستن و تنها به دنبال متخصصین امر جهت اجرا و تبدیل ایده به واقعیت طرحشون هستن. در تبادل ایمیلی که ا کی از عوامل برگزارکنندهی این گردهمایی داشتم، پاسخی مبنی بر حداقل آشنایی افراد، حتی ایدهپردازها به مسایل فنی دنیای کامپیوتر گرفتم که کاملا درست بود و البته منظور بنده چیزه دیگری. بهنظر بنده، جایگاه و ارزش ایدهپرداز بهعنوان شابلونکش مسیر اگر نگویم بیشتر قطعا کمتر هم نیست که لزوم وجود بخش تخصصی ایدهپرداز رو بیشازپیش متذکر میشه.
بههر روی، برای ثبتنام زودهنگام و استفاده از تخفیف ۱۵درصدی میتونین از هماکنون تا ۱مردادماه به لینک ثبتنام مراجعه بفرمایید. شرکت در ای چنین گردهمایی رو به هیچوجه از دست ندین، اگه واقعا به ارزش والای اولیهی ارتباطات و در معرض دید و محک عملی بودن(تجربه) واقفید. ارتباطات و معرض دیدی که سرمایهگذار رو برای شما به ارمغان میآره و تجربهای که مسیر نه حداقل درست ولی آسفالت رو به شما نشون میده.
در نهایت میخواهم از عوامل برگزارکننده اولین استارتآپ ویکند ایران پیشاپیش نهایت تشکر و قدردانی رو داشته باشم. به امید تولید ارزش (Creating Value) و متحول کردن اقتصاد کد و کدنویسی در این جغرافیا!
]]>