بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نقد’

مصاحبه‌ با رکسانا ورزا، سخنران کلیدی دومین رویداد استارتاپ‌ویکند بیرجند

بدون شک «رکسانا ورزا» برای اکوسیستم کارآفرینی ایران چهره‌ی ناشناخته‌ای نیست. پیش از این مصاحبه‌هایی توسط وبلاگ‌ها و روزنامه‌های مختلف با وی صورت گرفته است. رکسانا همچنین اخیرا سخنرانی کلیدی دومین رویداد استارتاپ‌ویکند بیرجند را بر عهده گرفته است. در اینجا سعی برآن شده است تا نگاهی کوتاه بر فضای کارآفرینی ایران و مشکلات پیش‌روی آن داشته‌باشیم.

رکسانا ورزا

رکسانا ورزا

رویدادهای استارتاپی مثل قارچ رشد می‌کنند

یکی از جدی‌ترین انتقادهایی که گروهی از فعالان جامعه‌ی کارآفرینی ایران مطرح می‌کنند، وجود تعداد زیادی از رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند اما نبود خروجی‌های جدی، شرکت‌ها و سرویس‌های موفق در نقطه‌ی مقابل است. شاید این مورد دلایل مستقیم و غیر مستقیمی داشته باشد اما به نظر شما نباید بین کیفیت، کمیت و خروجی چنین رویدادهایی رابطه‌ی بامعنایی وجود داشته باشد؟

این فقط مختص ایران نیست و شامل تمام رویدادهایی مانند استارتاپ‌ویکند هم می‌شود. نکته‌ی استارتاپ‌ویکند در این است که لزوما منجر به شکل‌گیری شرکتی موفق نمی‌شود(کمااینکه اگر بشود بسیار هم عالی‌است) در مقابل به افراد فرصت این را می‌دهد بدانند ایجاد استارتاپ مانند چیست. بسیاری از افراد در استارتاپ‌ویکند یکدیگر را ملاقات و در ادامه با یکدیگر شرکت خود را تاسیس می‌کنند. من فکر می‌کنم این‌چنین رویدادهایی به افرادی که می‌خواهند کارآفرینی را بدون‌آنکه مجبور باشند شغل و یا مدرسه‌ی‌شان را رها گنند، کمک‌کننده باشد. بنابراین، این‌چنین رویدادی در حقیقت درباره‌ی ایجاد یک شرکت‌ مادامالعمر نیست، بلکه در مقابل، ایجاد اکوسیستم و کارافرینان آینده است.

ترجمه، ترجمه، ترجمه! خوبه اما جای محتوای ایرانی کجاست؟

شاید قابل پیش‌بینی باشد که با توجه به اکوسیستم و جامعه‌ی استارتاپی جوان ایران، اغلب محتواها برای عاشقان استارتاپ داخلی ترجمه‌هایی است خارجی و البته از منابع معتبر. با واضح بودن اینکه این برای شروع یک باید است و مزایای خود را دارد، اما راه‌کار شما برای اکوسیستم استارتاپی ایران به‌منظور گذار از این مراحل اولیه و ورود به فازهای تکاملی بعدی چیست؟

اگر سوال شما را به درستی فهمیده باشم، شما فکر می‌کنید محتواهای ترجمه‌ای زیادی از خارج وارد می‌شود تا تولید محتواهای داخلی ایرانی. من فکر می‌کنم فضای زیادی برای محتوای ایرانی وجود دارد اما به‌شرط ترجمه شدن آن به انگلیسی. در حقیقت دنیا خیلی به ایران علاقمند است اما منابع معتبر محدودی در قبال ایران وجود دارد. به‌نظر من بهتر بودن درک وضعیت اکوسیستم داخلی ایران از دید یک ایرانی، به اندازه‌ی محتوای معروف تولید شده توسط کارآفرینان سرشناس مهم است.

کارآفرین؛ زمینی یا مریخی؟!

من هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چند سال پیش، نوشته‌های شما در بلاگ‌های تک‌کرانچ فرانسه و اروپا و همچنین وبلاگ شخصی‌شما-Techbaguette زندگی مرا به‌کلی تغییر داد و باعث شد دیدم نسبت به اهدافم تغییر کند و با مفاهیمی چون استارتاپ و کارآفرینی جهانی آشنا بشوم. اما شاید خیلی از افراد رسیدن به چنین کیفیتی از زندگی را که منجر به خلق ارزش می‌شود غیر ممکن بپندارند. شما زندگی یک کارآفرین و تلاش برای کارآفرین شدن را جدا از تمام بحث‌های کلیشه‌ای چگونه تعریف می‌کنید؟ آیا آنان مریخی هستند؟

[هاها]، کاملا. کارآفرینان هم می‌توانند انسان‌های محبوب‌من و هم انسان‌هایی که کم‌ترین علاقه را نسبت به آنان‌ها دارم، باشند. و من هم دوست دارم خودم را جز این گروه بدانم. کارآفرینان انسان‌های مشتاق و باهوشی هستند که به‌طرز احمقانه‌ای خوش‌بین هستند. بعضی اوقات بیش‌ازحد خوش‌بین، تا جایی که می‌توانند به جهان پیرامون خود بی‌توجه‌ باشند. بعضی اوقات احساس می‌کنم کارآفرینان از بحران اقتصادی تاثیری نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن‌ها به سادگی آن را رقابت یا فرصت دیگری می‌پندارند. به همین خاطر است که گفته می‌شود، کارآفرینان واقعا احتیاج به یادگیری فن گوش‌دادن و چابک بودن دارند. این افراد هستند که بهترین کارآفرینان را تشکیل می‌دهند. و بسیار سخت است که بین این دو تلاقی به‌وجود آید و من به‌ندرت شاهد افرادی بود‌ه‌ام که در اجرای عملی افکارشان، به‌اندازه‌ی پذیرا بودن به بازخوردهای دیگران، خوب بوده باشند. به‌علاوه، سبک زندگی کارآفرینی ان‌چنان هم مسحورکننده نیست. زندگی آنان شامل کار سخت‌کوشانه و از دست‌دادن چیزهای زیادی است، و بعضی اوقات مردم آن را فراموش می‌کنند. زندگی آنان همچنین شامل خطرکردن‌های بزرگ و اغلب نوسانات روحی و روانی زیادی است. بنابراین من می‌گویم که کارآفرینان گونه‌ی خاصی از انسان هستند.

زنان کارآفرین یا زنان و کارآفرینی؟

شما فعالیت‌هایی چون GiT و به‌طور کلی جایگاه زنان در دنیای کارآفرینی، تکنونولوژی و گیکی را چطور می‌بینید؟ شاید تاکنون، برای خوانندگان ما فعالیت‌های چون GiT هنوز به‌طور کامل واضح نباشد. آیا این فعالیت‌ها به‌طور موازی در جامعه‌ی استارتاپی سازمان داده می‌شوند یا اینکه به‌دنبال اهداف و طر‌ح‌های جداگانه‌ای هستند؟

Girls in Tech یک شبکه‌ی جهانی به‌منظور حمایت زنان در کارآفرینی تکنولوژیک است. این شبکه در سال ۲۰۰۷ در سان‌فرانسیسکو توسط «آدریانا گسکوئین۱» شروع به‌کار کرد و بنده در سال ۲۰۱۰ آن را در اروپا بنیان نهادم. بخش فرانسوی آن را به‌همراه «مونیا رخا۲» (Schibsted) و بخش بریتانیایی آن را به‌همراه «الا وستون۳» (WPP) و «مایهیری بانی۴» (گروه Propeller) بنیان نهادم. همچنین بخش‌های دیگری هم در اروپا وجود دارد. هدف ما به سادگی ارائه‌ی دیدی‌باز نسبت به زنانی است که تاثیر به‌سزایی در کارآفرینی دارند.

زنان همچنان در فضای دنیای تکنولوژی یک اقلیت‌اند و بیشتر اوقات حرف‌های کلیشه‌ای زیادی در مورد آنان زده می‌شود. همچنین تعداد بسیار اندکی از زنان مهندس و مدیر اجرایی در شرکت‌های بزرگ وجود دارد. امیدواریم که آن را تغییر دهیم. از آن‌جایی که زنان نیمی از مصرف‌کنندگان روی کره‌زمین‌اند، محصولات و سرویس‌های تکنولوژیکی هم نیز بایستی جواب‌گو و پاسخ‌دهنده‌ی نیازهایشان باشد. بنابراین، جمع‌کردن زنان در صنعت تکنولوژیکی می‌تواند برای کل اقتصاد مفید باشد.

GiT تنها یکی از راه‌کارهای اولیه‌ی حمایت از زنان در صنعت تکنولوژی‌ است- تعداد بسیار زیادی گروه‌های دیگر هم وجود دارند، تعدادی بیش‌تر روی تکنولوژی تمرکز دارند و تعدادی بیش‌تر روی جوانب دیگر تجارت و کسب‌وکار. باید بگویم که واقعا نسبت حضور زنان در صنعت نگاه مثبتی دارم. احساس می‌کنم مردم در حال توجه‌نشان دادن خوبی هستند و حمایت‌های زیادی از اکوسیستم‌ها و کشورهای مختلف در سرتاسر جهان داشته‌ایم. هنوز، ما کارهای زیادی برای انجام داریم!

در نهایت می‌خواستم افکار و احساسات شما را درباره‌ی کمک‌ به اجرای اولین رویداد استارتاپ‌ویکند ایرانی‌تان، آن هم به‌صورت سخنران کلیدی جویا شوم.

واقعا هیجان‌زده‌ام! اگر بخواهم صادق باشم، پیش از آنکه به من چیزی درباره‌ی رویداد استارتاپ‌ویکند گفته شود، حتی نمی‌دانستم بیرجند کجا واقع می‌شود (شرم‌آور است، می‌دانم). در حقیقت، خیلی دوست‌دارم درباره‌ی اکوسیستم ایرانی بیشتر بدانم و به هر نحو که می‌توانم کارآفرینان ایرانی را یاری رسانم. من در ایالات متحده آمریکا بزرگ شده‌ام اما همواره وابستگی و میل بسیار قوی نسبت به اصلیت ایرانی خود داشته‌ام و دوست‌داشتم قادر بودم تا زمان بیشتری را به شناخت و کشف ایران سپری می‌کردم. با تشکر از استارتاپ‌ویکند بیرجند و خوشبختانه رویدادهای پیش‌روی دیگر، احساس می‌کنم که در نهایت این بخت را داشته‌ام.

بنده هم به‌نوبه‌ي خود از زمانی که در اختیار ما قرار داده‌اید، کمال سپاس‌گذاری و تشکر را دارم.

۱-Adriana Gascoigne

۲-Mounia Rkha

۳-Ella Weston

۴-Mihiri Bonney

بازنشری از این مصاحبه در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند منتشر شده است. مهدی پرهیزی یکی از برگزارکنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد می‌باشد.
نسخه‌ی انگلیسی / English Version

Share

کارآفرینان؛ زمینی یا مریخی؟!

شاید خیلی از شما خوانندگان عزیز، پیش‌تر با موضوعاتی چون کارآفرینی، ایجاد اشتغال و چرخه‌های صنعت و تولید آشنا شده باشید و یا حتی از دوستان یا اطرافیان‌تان مواردی شنیده باشید. اما آیا واقعا کارآفرینی و کارآفرین شدن تافته‌ی جدا بافته‌‌ای است که فقط برای دیگران اتفاق می‌افتد؟ کارآفرینان انسان‌های مریخی هستند که فقط شبیه انسان‌ها جلوه می‌کنند؟

برای پاسخ به این سوالات باید قدری رو راست باشیم. واقعیت امر این است که کارآفرینان هم انسان‌هایی هستند همانند دیگران. آنان هم نفس می‌کشند، غذا می‌خورند، مریض می‌شوند، شاد می‌شوند و غمگین، امیدوار می‌شوند و ناامید و به‌طور کلی آنان هم اکسیژن جو را به دی‌اکسیدکربن تبدیل می‌کنند، اما با کیفیت و بازخوردی کاملا متفاوت با دیگران. آنان در نهایت «خلق ارزش» می‌کنند.

بنابراین اصلی‌ترین و شاید بتوان گفت تنها تفاوت کارآفرینان با دیگر انسان‌های جامعه، در کیفیت رفتارها، برنتابیدن موانع موجود در راه و تمرکز بالای آنان بر روی موضوع است.

در این نوشتار قصد نداریم ویژگی‌هایی که به زعم‌ نگارنده کلیشه‌ای پنداشته می‌شوند را مرور کنیم. می‌کوشیم بدانیم چگونه می‌توان جزء ۱درصد جامعه‌ی جهانی قرار گرفت و مصرف‌کننده‌بودن صرف را کنار گذاشت و روی به «خلق ارزش‌ها» آورد.  این نکته‌ی بسیار مهم را متذکر می‌شویم که برای کارآفرین شدن باید جوهره‌ی وجودی تغییر، رها کردن ساحل آرامش و به اقیانوس پیوستن را حتی بدون قطب‌نما  در خود نهادینه نمود. این‌چنین است که شما  قطعا در مسیر، جهت‌یاب خود را خواهید ساخت!

واقعیت امر این است که برای کارآفرین بودن نه فقط باید مهارت و نبوغ خاصی در حل مشکلات داشت، بلکه باید توانایی شناسایی و ایجاد فضای مشکلی که از پیش هم وجود نداشته است را هم دارا بود. البته دسته‌ی دوم را که به‌ تعبیر نگارنده «ابرکارآفرین» نامیده می‌شوند، افرادی هستند که سبک جدیدی از شیوه‌ی کاری و زندگی را پیش روی دیگران نمایان می‌کنند و برای آن راه‌حل ارائه می‌دهند. بارزترین شرکتی که در دنیا حداقل در برهه‌ای چنین عمل کرده، شرکت اپل و بنیان‌گذار و ناجی فقیدش «استیو جابز» را می‌توان نام برد.

در همین راستا مردم عادی و حتی کارآفرینان مسیر پیموده، از رده‌های مختلف در دنیا دست در دست هم داده و تلاش‌های ارزشمندی را برای آغاز نهضت کارآفرینی و کسب‌وکار ایجاد نموده‌اند. می‌توان یکی از این نمونه‌ها را که اتفاقا در کشور ما نیز مورد توجه و استقبال بسیار خوبی قرار گرفته و موفق به ایجاد جامعه‌ی کاربری مناسبی شده است را رویداد استارتاپ‌ویکند نام برد. استارتاپ‌ویکند و نمونه رویدادهای مشابه آن که در سطح جهان کم هم نیستند، از قاعده‌ی بسیار ساده‌ی وحدت در هنر و نقاشی بهره می‌گیرند. اول همه‌چیز را در مقیاس کوچک طراحی و اجرا می‌کنند، تکرارپذیر بودن آن را بررسی و سپس مطابق واقعیت به‌دست آمده در دنیای کوچک، در دنیا بزرگ به محک محصول‌شان و مدل‌سازی می‌پردازند.

طبیعی است که علاقمندان با شرکت در رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند، در سه روز آخر هفته می‌توانند طعم شیرین و منحصربه‌فرد خالق بودن را تجربه کنند و چه بسا مابقی عمرشان را در بین ۱درصد هدفمند و تاثیرگذار جامعه‌شان سپری کنند.

البته امید است نگرانی به‌جای این روزه‌ی جامعه‌ی استارتاپی ایران که همانا تبدیل شدن چنین رویدادهایی به مکانی صرفا نمایشی، مورد توجه و آسیب‌شناسی جدی اهل فن قرار گیرد. یکی از پیشنهادهای نگارنده، روی آوردن به تحلیل و بررسی اکوسیستم کارآفرینی ایران، خروجی‌های جدی آن و دست‌کشیدن از صرفا ترجمه‌ی محتواهای خارجی است!

بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند به‌عنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در روزنامه‌ی “آوای خراسان‌جنوبی” به‌تاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحه‌ی ۵ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.

Share

نگاه كارآفرينانه

كارآفرينان افرادي هستند كه فرصت‌ها را درك مي‌كنند و خلاءها را می‌بينند. درك فرصت‌ها توسط اين افراد ممكن‌است از طريق بازارگردي، ارتباط با افراد و یا نگاه به تلويزيون ، رسانه‌ها، شبكه‌های اجتماعی حاصل شود، كه به آن به‌تعبیری نگاه جستجوگرانه، نگاه فرصت‌گرايانه و شكار فرصت گفته مي‌شود. در اين نوشتار کوشش شده است برداشت جديدي از كارآفريني تحت عنوان نگاه كارآفرينانه را مطرح نماييم.

باتغييرات شتابان درمحيط بين المللي و گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و جايگاه جديد و نوینی كه سه انقلاب اينترنت، ديجيتال و كارآفريني در حال تحول آن مي‌باشند، براي جستجوگران تغییر سؤالات متعددی مطرح می‌گردد:
-جايگاه و سهم ما از تجارت جهاني درحوزه IT و بازاريابي چيست؟
-چرا بعضي از كشورها مانند كره‌جنوبی، سنگاپور، تايوان، مالزي كه عقب‌تر از ما در توسعه اقتصادي بودند، گوي سبقت را از ما ربوده‌اند؟
-چرا در ده سال گذشته با ورود به دوران گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي كشورهايي مانند هند، فنلاند، ايرلند جهش‌هاي ميليارد دلاري انجام داده‌اند؟
-چرا شركتهاي جديد در عرصه ديجيتال و اينترنت با كارآفريني خود در كشورهاي مختلف به سرعت به‌عنوان ميلياردهاي جديد معرفي شدند و چرا كشور ما از الگوهاي كسب‌وكار جديد در حوزه کارآفرینی بهره مند نمي‌شود؟
-چرا خروجي دانشگاه‌هاي آمريكايی مانند استنفورد، هاروارد، بابسون، MIT و … كارآفريناني چون بيل گيتس (مايكروسافت)، جفري بزوس (آمازون) و حتی نمونه‌های جوانی چون دیوید کارپر(تامبلر) و کوین سیستروم (اینستاگرم) است و نقش كليدي در موفقيت و توسعه كشور خود دارند؟ و چرا ما ايرانيان از اين فرصت‌هاي طلايي به‌ندرت بهره‌مند می‌شويم؟

طبيعتاً پاسخ به سوالات را مي‌توان به سياست‌ها و استراتژي‌هاي توسعه، فضاي رقابتي كسب‌و‌كار، امنيت سرمايه‌، امنيت سياسي و اقتصادي و از همه مهم‌تر نظام آموزش و پرورش کشور نسبت داد. اما در كل نكته قابل طرح كه در توسعه از آن غفلت كرده‌ايم، وجود عامل تغيير Change agent است كه پيش‌برنده‌ی توسعه و موتور توسعه به‌عنوان عامل تغییر مي‌باشد.

عامل تغيير چيست؟ در گذشته طي قرون متمادي اقتصاددانان اصلي‌ترين افراد پاسخگو به اين مسئله به طرق زير بوده اند:
1- مركانيست‌ها (تجاريون) اولين گروهي بودند كه استراتژي توسعه مبتني بر فعاليت بازرگاني را مطرح كردند و عنوان نمودند جامعه‌اي موفق مي باشد كه طلا و نقره بيشتري داشته باشد و فعاليت موجد ارزش افزوده تجاري داشته باشد.
2- طبيعيون دومين گروهي بودند كه عنوان كردند كشوري توسعه يافته و موفق مي باشد كه زمين بيشتري داشته باشد و كشاورزي به‌عنوان فعاليت اصلي موجب ارزش افزوده گردد.. توماس مان اين جمله كليدي را عنوان نمود “زمين يگانه سرچشمه ثروت است”.
3- كلاسيك‌ها سومين گروهي بودند كه توليد را عامل ارزش افزوده و صنعت را محور توسعه نام نهادند تا از تركيب عوامل توليد، كار و نيرو، سرمايه و زمين افزوده ايجاد گردد.
4- اقتصاددانان مكتب اتريش (خصوصاً شومپيتر) چهارمين گروهي بودند كه عنوان كردند جامعه‌اي موفق و توسعه يافته مي باشد كه در آن نوآوري محور توسعه باشد.

در واقع سوال اساسي بازهم بدين صورت مطرح مي شود چگونه نووري رخ می‌دهد و آيا همه می‌توانند نوآوري را انجام دهند و آيا اكتسابي است؟ واضح است که هر كس از نگاه كاري خود استراتژي توسعه را بيان مي‌دارد اما شومپيتر نوآوري را موتور توسعه اقتصادي مي داند و اعلام می‌نمايد كه كشور يا جامعه‌اي موفق است كه در آن نوآوري موتور توسعه محور اصلی باشد.

شومپيتر بیان مي‌كند شركت هاي جديد توسط كارآفرينان، شركت‌هاي قديم را از صحنه رقابت كنار مي‌زنند. اين نتیجه‌ی انکارناپذیر تخريب خلاق Creative destruction است كه از طرق زير حاصل مي‌گردد:
– ارائه محصول يا خدمت جديد
– ایجاد یا خلق بازار جدید
– منبع جديد
– ايجاد تشكيلات جديد در شركت موجود

با يك مثال اين موضوع را بهتر روشن می‌کنیم:
در گذشته معلمان در سركلاس‌ها از چوب اشاره استفاده مي‌نمودند، سپس آنتن فلزي و خودكار به بازار آمد. در حال حاضر اشاره‌گر ليزري با باطري استفاده مي‌شود. روح بيان شومپيتر چنين است : نجارها مسئول توليد اشار‌ه‌گر چوبي بودند و از نظر كارايي و كيفيت مشكل توليد نداشتند. يك فرد كارآفرين با تشخيص اين فرصت كه مي‌توان كالاي بهتر و با كارائي بيشتر توليد كرد، محصولي به نام اشاره‌گر فلزي را به بازار ارائه نمود كه مشكل حمل و نقل اشار‌ه‌گر چوبي را حل نموده و از طرفي قابليت خودكار شدن و هديه دادن را نيز پيدا كرده بود.
اين محصول جديد بازار كالاهاي قبلي را كاملاً به خطر انداخت و در واقع اين زاد و ولد و مرگ و مير شركت‌ها عامل اصلي توسعه مي‌باشد. اين نوآوري موتور توسعه مي‌باشد و اين تخريب جوانمردانه و به نام تخريب خلاق مي‌باشد. باز هم فرد كارآفرين ديگري با تركيب باطري و ليزر، اشاره‌گر جديدي به بازار ارائه نمود، كه نشانگر فلزي را كنار زده و بازار جديدي را خلق كردند. حال سوال اين است كه كارآفرين بعدي چه چيزي را جايگزين اشاره‌گر جديد خواهد نمود و به بازار عرضه مي نمايد.

حال این سوال پیش می‌آید كه چگونه كارآفرين توان اين نوآوري و خلق فرصت را پيدا مي‌كند. آيا كارآفريني اكتسابي و پرورشي است يا اينكه ذاتي مي باشد. آيا همه توانايي پيدا نمودن اين اكسير را خواهند داشت. نگاه كارآفرينانه به‌دنبال يافتن اين اكسير و تقويت اين موجوديت مي باشد كه شكار لحظه‌ها و فرصت‌ها نقش‌ اساسي در موفقيت دارد و اين موفقيت هميشه به‌دست نمي‌آيد.
در بررسي مسير موفقيت افراد در ايجاد كسب و كار سوالي كه همواره مطرح مي شود اين است كه چگونه فرد اقدام به عمل كارآفرينانه مي‌نمايد يعني در انتخاب ايده و كسب و كار چگونه فرصتِ ايجاد كسب و كار را كشف مي‌نمايد، آيا بخت و اقبال عاملش بوده يا نگاه آگاهانه و اقدام خردمندانه از پيش طراحي شده مي باشد كه مسیر رهیافت را نمایان می‌کند.

رویداد‌هایی چون استارتاپ‌ویکند، در تلاش‌ برای آگاه‌سازی این نگاه‌کارآفرینانه در جوامع ما می‌باشند.

بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند به‌عنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در صفحات ۵ روزنامه‌‌های “آوای خراسان‌جنوبی” به‌تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ و “بیرجند امروز” به‌تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ به قلم نویسنده به‌چاپ رسیده است.

Share