هر آنچه باید پس از ثبت‌نام در رویداد استارتاپ‌ویکند بدانیم

۱۱ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

مطمئنا شما در هنگام ثبت‌نام، چه اینترنتی و چه حضوری، پیش‌تر نوع شرکت‌کننده بودن خود را از بین بلیط‌های کسب‌وکار، فنی و طراحی مشخص کرده‌اید. اما جدا از اینکه چقدر این انتخاب مبتنی بر حقیقت و توانمندی شما باشد، عده‌ای نیز هستند که گمان می‌کنند در هیچ‌کدام از زمینه‌های تخصصی جایی ندارند و صرفا به‌دنبال ارائه‌ی ایده، کسب تجربه و نهایتا یافتن مسیر زندگی شغلی و حرفه‌ای خود هستند. اینکه آیا شما باید وارد حوزه‌ی طراحی شوید یا کسب‌وکار، فنی و یا شاید هیچ‌کدام، پرسشی‌است که در ذهن بسیاری از افرادی که برای اولین‌بار در چنین رویدادهایی شرکت می‌کنند، نقش می‌بندد. سوا از هر دلیلی که شما را به رویداد استارتاپ‌ویکند سوق داده است، روالی طبیعی در بین برنامه‌های این رویداد جهانی وجود دارد که در ادامه سعی در روشن‌سازی فضای موجود نموده‌ایم.

اولین موردی که شاید شما را در بدو ورود به مکان رویداد، دگرگون کند، افراد و جو موجود در آن است. انسان‌هایی که با تخصص‌ها و گرایش‌های مختلف، حول هدف محوری ایجاد شرکت و استارتاپ گرد هم آمده‌اند. در این هنگام نه فقط شما و حتی خیلی‌ها از شرکت‌کنندگان دیگر شاید احساس عدم توانمندی و دچار عامل بازدارنده‌ای شوند که اگر به‌درستی با آن برخورد شود می‌تواند منجر به «تخریب اولیه‌ی خلاق» گردد. در این مرحله با انسان‌ها با مهارت‌های مختلف آشنا می‌شوید و احساس می‌کنید در برابر آنان حرفی برای گفتن ندارید! در واقع این ذهنیت را در دو جهت می‌توان مورد بررسی قرار داد. جهت مثبت آن این است که شما شخصیت کاری و حرفه‌ای خود را تخریب و مجددا سعی در چینش مهندسی‌شده‌ی آن می‌نمایید. اما از جهت دیگر این عامل نباید مانع از ارتباط‌گیری و سعی در حل‌شدن شما در جمع را نماید.

واقعیت را بپذیرید که هیچ‌کس کامل نیست، البته استارتاپ‌ویکند مملوء از انسان‌هایی است پرتواضع و داشتن اعتماد به نفس و جوهره‌ و خواست یادگیری، اولین کلید موفقیت شما در استارتاپ‌ویکند خواهد بود. فراموش نکنید که اصلی‌ترین کارکرد رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند، فراهم آوردن محفلی برای آموزش و یادگیری مهارت‌ها به‌صورت رودررو با افراد در عمل و اجرا است. پس از این ترس به بهترین شکل به‌نفع خود بهره‌گیرید.

در مرحله‌ی بعد یک دو راهی بیش‌تر وجود ندارد. یا صاحب ایده هستید و در صف ارائه دهندگان ایده قرار می‌گیرید و یا در بین جمع حاضرین و ارائه ایده‌های دیگران را کیفیت‌سنجی می‌کنید. ارائه‌دهندگان ایده ۶۰ثانیه فرصت دارند تا ایده‌ی خود را به‌همراه معرفی خود، نیازمندی‌هایشان و جذب آراء و نظر حضار به‌کار گیرند. ۶۰ثانیه زمان بسیار کمی است؟ واقعا خیر. در اینجا به‌شما نشان می‌دهیم که چگونه برای ۶۰ثانیه خود به‌درستی برنامه‌ریزی کنید. در ۱۰ثانیه اول خود را معرفی کنید. کلیدی‌ترین و مرتبط‌ترین واژه‌هایی که شما را ابراز می‌دارند را برای خود به‌کار گیرید. در ۲۰ثانیه بعدی، ایده‌ی خود را بیان کنید. اگر می‌خواهید یک‌ایده‌دهنده‌ی صرف نباشید و مدیریت گروه خود را هم بر عهده داشته باشید، حتما در این ۲۰ثانیه به‌دیگران بقبولانید که یک فرد مورد اعتماد، قابل اتکا و مدبری هستید. اینکه دقیقا ایده‌ی شما چه مشکلی را حل می‌کند، راه‌حل شما چیست، رقبای احتمالی‌تان چه کسانی هستند و برگ‌برنده‌ی شما چه می‌تواند باشد، مواردی است که در ۲۰ثانیه‌ی بعد از معرفی ایده باید بیان کنید. در ۱۰ثانیه آخر نیازمندی‌های‌تان به افراد با مهارت‌های مختلف را بیان کنید. به چه کسانی در تیم‌تان و با چه ویژگی‌هایی نیازمندید. در نهایت برای ایده‌ی خود یک نام انتخاب کنید. لازم نیست این نام برای همیشه، معرف گروه شما باشد، اما حداقل مرتبط بودنش با ایده‌ی شما می‌تواند در ذهن دیگران تداعی‌کننده ی مثبت و هدفمندی باشد.

این زمان‌بندی پیشنهادی ماست و می‌توانید تناسب‌های زمانی خودتان را به‌کار گیرید. با تمام این تفاسیر، بی‌راهه نیست که ارائه‌ی خود را پیش‌تر به‌همراه یک زمان‌سنج تمرین کرده باشید.

در مرحله‌ی بعد اگر شما ارائه دهنده‌ ایده بوده باشید، باید زیر پلاکارد در نظر گرفته‌ی ایده‌ی خود، در بیرون سالن همایش حاضر شوید تا از ایده‌ی خود دفاع کنید، دیگران را توجیه و افراد متخصص را جذب کنید. در نهایت نوبت به انتخاب ۱۰ ایده‌ی برتر به اتفاق‌آراء شرکت‌کنندگان می‌رسد . این نکته را مدنظر داشته‌باشید که الزاما بهترین و ناب‌ترین ایده‌‌ها وحتی ارائه‌ها را‌ی‌آور نیستند. در واقع آنچه تاکید رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند است، مجموع توانمندی شما در شیوه‌ی ارائه‌ی ایده، جذب و مدیریت نیروها، مهارت در تکشیل تیم و ارتباط‌گیری است که می‌تواند برگ‌برنده‌ی نهایی شما باشد. پس باید در خیلی از موارد، به جز داشتن ایده و ارائه‌ی آن، تاحدودی حرفی برای گفتن داشته باشید. افرادی هم که صاحب ایده‌ای نبوده‌اند، دقت داشته باشند که صرف داشتن ایده‌ی خوب دلیلی بر رای‌آوری آنان نیست، خیلی وقت‌ها مدیریت و دیگر عوامل می‌توانند در موفقیت طرح دخیل باشند. البته این را هم فراموش نکنید که می‌توانید به صاحب ایده پیشنهاد همکاری در سطوح مختلف و یا حتی pivot دهید.Pivot در لغت زبان انگلیسی به معنای چرخش است و اصطلاحا به اصلاح و تغییر جهت فکری و عملی گروه از حالت قبل به جدید را گویند. واژه‌ای است که احتمالا به‌کررات در هنگام برگزاری رویداد بشنوید. مابقی آموزه‌ها و نکات را واگذار می‌کنیم به مربیان حاضر در رویداد و تجربه‌ی عملی خود شما. پس کاملا آماده‌ی تخریب خلاق‌ و مهندسی مجدد من‌وجودی خود باشید!

 در پایان توصیه شخصی بنده به شرکت‌کنندگان دومین رویداد استارتاپ‌ویکند بیرجند، داشتن کارت‌ویزیت، آوردن لپ‌تاپ‌، دوربین عکاسی جهت ثبت‌خاطرات ، مقدار بسیار زیادی انرژی و صد البته اگر برنامه‌نویس هستید، صفحه‌کلید شخصی‌تان را فراموش نکنید!

بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند به‌عنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در روزنامه‌ی “آوای خراسان‌جنوبی” به‌تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحه‌ی ۲ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.

Share

مصاحبه‌ با رکسانا ورزا، سخنران کلیدی دومین رویداد استارتاپ‌ویکند بیرجند

۷ اسفند ۱۳۹۲ ۲ دیدگاه

بدون شک «رکسانا ورزا» برای اکوسیستم کارآفرینی ایران چهره‌ی ناشناخته‌ای نیست. پیش از این مصاحبه‌هایی توسط وبلاگ‌ها و روزنامه‌های مختلف با وی صورت گرفته است. رکسانا همچنین اخیرا سخنرانی کلیدی دومین رویداد استارتاپ‌ویکند بیرجند را بر عهده گرفته است. در اینجا سعی برآن شده است تا نگاهی کوتاه بر فضای کارآفرینی ایران و مشکلات پیش‌روی آن داشته‌باشیم.

رکسانا ورزا

رکسانا ورزا

رویدادهای استارتاپی مثل قارچ رشد می‌کنند

یکی از جدی‌ترین انتقادهایی که گروهی از فعالان جامعه‌ی کارآفرینی ایران مطرح می‌کنند، وجود تعداد زیادی از رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند اما نبود خروجی‌های جدی، شرکت‌ها و سرویس‌های موفق در نقطه‌ی مقابل است. شاید این مورد دلایل مستقیم و غیر مستقیمی داشته باشد اما به نظر شما نباید بین کیفیت، کمیت و خروجی چنین رویدادهایی رابطه‌ی بامعنایی وجود داشته باشد؟

این فقط مختص ایران نیست و شامل تمام رویدادهایی مانند استارتاپ‌ویکند هم می‌شود. نکته‌ی استارتاپ‌ویکند در این است که لزوما منجر به شکل‌گیری شرکتی موفق نمی‌شود(کمااینکه اگر بشود بسیار هم عالی‌است) در مقابل به افراد فرصت این را می‌دهد بدانند ایجاد استارتاپ مانند چیست. بسیاری از افراد در استارتاپ‌ویکند یکدیگر را ملاقات و در ادامه با یکدیگر شرکت خود را تاسیس می‌کنند. من فکر می‌کنم این‌چنین رویدادهایی به افرادی که می‌خواهند کارآفرینی را بدون‌آنکه مجبور باشند شغل و یا مدرسه‌ی‌شان را رها گنند، کمک‌کننده باشد. بنابراین، این‌چنین رویدادی در حقیقت درباره‌ی ایجاد یک شرکت‌ مادامالعمر نیست، بلکه در مقابل، ایجاد اکوسیستم و کارافرینان آینده است.

ترجمه، ترجمه، ترجمه! خوبه اما جای محتوای ایرانی کجاست؟

شاید قابل پیش‌بینی باشد که با توجه به اکوسیستم و جامعه‌ی استارتاپی جوان ایران، اغلب محتواها برای عاشقان استارتاپ داخلی ترجمه‌هایی است خارجی و البته از منابع معتبر. با واضح بودن اینکه این برای شروع یک باید است و مزایای خود را دارد، اما راه‌کار شما برای اکوسیستم استارتاپی ایران به‌منظور گذار از این مراحل اولیه و ورود به فازهای تکاملی بعدی چیست؟

اگر سوال شما را به درستی فهمیده باشم، شما فکر می‌کنید محتواهای ترجمه‌ای زیادی از خارج وارد می‌شود تا تولید محتواهای داخلی ایرانی. من فکر می‌کنم فضای زیادی برای محتوای ایرانی وجود دارد اما به‌شرط ترجمه شدن آن به انگلیسی. در حقیقت دنیا خیلی به ایران علاقمند است اما منابع معتبر محدودی در قبال ایران وجود دارد. به‌نظر من بهتر بودن درک وضعیت اکوسیستم داخلی ایران از دید یک ایرانی، به اندازه‌ی محتوای معروف تولید شده توسط کارآفرینان سرشناس مهم است.

کارآفرین؛ زمینی یا مریخی؟!

من هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که چند سال پیش، نوشته‌های شما در بلاگ‌های تک‌کرانچ فرانسه و اروپا و همچنین وبلاگ شخصی‌شما-Techbaguette زندگی مرا به‌کلی تغییر داد و باعث شد دیدم نسبت به اهدافم تغییر کند و با مفاهیمی چون استارتاپ و کارآفرینی جهانی آشنا بشوم. اما شاید خیلی از افراد رسیدن به چنین کیفیتی از زندگی را که منجر به خلق ارزش می‌شود غیر ممکن بپندارند. شما زندگی یک کارآفرین و تلاش برای کارآفرین شدن را جدا از تمام بحث‌های کلیشه‌ای چگونه تعریف می‌کنید؟ آیا آنان مریخی هستند؟

[هاها]، کاملا. کارآفرینان هم می‌توانند انسان‌های محبوب‌من و هم انسان‌هایی که کم‌ترین علاقه را نسبت به آنان‌ها دارم، باشند. و من هم دوست دارم خودم را جز این گروه بدانم. کارآفرینان انسان‌های مشتاق و باهوشی هستند که به‌طرز احمقانه‌ای خوش‌بین هستند. بعضی اوقات بیش‌ازحد خوش‌بین، تا جایی که می‌توانند به جهان پیرامون خود بی‌توجه‌ باشند. بعضی اوقات احساس می‌کنم کارآفرینان از بحران اقتصادی تاثیری نمی‌پذیرند و اگر هم بپذیرند، آن‌ها به سادگی آن را رقابت یا فرصت دیگری می‌پندارند. به همین خاطر است که گفته می‌شود، کارآفرینان واقعا احتیاج به یادگیری فن گوش‌دادن و چابک بودن دارند. این افراد هستند که بهترین کارآفرینان را تشکیل می‌دهند. و بسیار سخت است که بین این دو تلاقی به‌وجود آید و من به‌ندرت شاهد افرادی بود‌ه‌ام که در اجرای عملی افکارشان، به‌اندازه‌ی پذیرا بودن به بازخوردهای دیگران، خوب بوده باشند. به‌علاوه، سبک زندگی کارآفرینی ان‌چنان هم مسحورکننده نیست. زندگی آنان شامل کار سخت‌کوشانه و از دست‌دادن چیزهای زیادی است، و بعضی اوقات مردم آن را فراموش می‌کنند. زندگی آنان همچنین شامل خطرکردن‌های بزرگ و اغلب نوسانات روحی و روانی زیادی است. بنابراین من می‌گویم که کارآفرینان گونه‌ی خاصی از انسان هستند.

زنان کارآفرین یا زنان و کارآفرینی؟

شما فعالیت‌هایی چون GiT و به‌طور کلی جایگاه زنان در دنیای کارآفرینی، تکنونولوژی و گیکی را چطور می‌بینید؟ شاید تاکنون، برای خوانندگان ما فعالیت‌های چون GiT هنوز به‌طور کامل واضح نباشد. آیا این فعالیت‌ها به‌طور موازی در جامعه‌ی استارتاپی سازمان داده می‌شوند یا اینکه به‌دنبال اهداف و طر‌ح‌های جداگانه‌ای هستند؟

Girls in Tech یک شبکه‌ی جهانی به‌منظور حمایت زنان در کارآفرینی تکنولوژیک است. این شبکه در سال ۲۰۰۷ در سان‌فرانسیسکو توسط «آدریانا گسکوئین۱» شروع به‌کار کرد و بنده در سال ۲۰۱۰ آن را در اروپا بنیان نهادم. بخش فرانسوی آن را به‌همراه «مونیا رخا۲» (Schibsted) و بخش بریتانیایی آن را به‌همراه «الا وستون۳» (WPP) و «مایهیری بانی۴» (گروه Propeller) بنیان نهادم. همچنین بخش‌های دیگری هم در اروپا وجود دارد. هدف ما به سادگی ارائه‌ی دیدی‌باز نسبت به زنانی است که تاثیر به‌سزایی در کارآفرینی دارند.

زنان همچنان در فضای دنیای تکنولوژی یک اقلیت‌اند و بیشتر اوقات حرف‌های کلیشه‌ای زیادی در مورد آنان زده می‌شود. همچنین تعداد بسیار اندکی از زنان مهندس و مدیر اجرایی در شرکت‌های بزرگ وجود دارد. امیدواریم که آن را تغییر دهیم. از آن‌جایی که زنان نیمی از مصرف‌کنندگان روی کره‌زمین‌اند، محصولات و سرویس‌های تکنولوژیکی هم نیز بایستی جواب‌گو و پاسخ‌دهنده‌ی نیازهایشان باشد. بنابراین، جمع‌کردن زنان در صنعت تکنولوژیکی می‌تواند برای کل اقتصاد مفید باشد.

GiT تنها یکی از راه‌کارهای اولیه‌ی حمایت از زنان در صنعت تکنولوژی‌ است- تعداد بسیار زیادی گروه‌های دیگر هم وجود دارند، تعدادی بیش‌تر روی تکنولوژی تمرکز دارند و تعدادی بیش‌تر روی جوانب دیگر تجارت و کسب‌وکار. باید بگویم که واقعا نسبت حضور زنان در صنعت نگاه مثبتی دارم. احساس می‌کنم مردم در حال توجه‌نشان دادن خوبی هستند و حمایت‌های زیادی از اکوسیستم‌ها و کشورهای مختلف در سرتاسر جهان داشته‌ایم. هنوز، ما کارهای زیادی برای انجام داریم!

در نهایت می‌خواستم افکار و احساسات شما را درباره‌ی کمک‌ به اجرای اولین رویداد استارتاپ‌ویکند ایرانی‌تان، آن هم به‌صورت سخنران کلیدی جویا شوم.

واقعا هیجان‌زده‌ام! اگر بخواهم صادق باشم، پیش از آنکه به من چیزی درباره‌ی رویداد استارتاپ‌ویکند گفته شود، حتی نمی‌دانستم بیرجند کجا واقع می‌شود (شرم‌آور است، می‌دانم). در حقیقت، خیلی دوست‌دارم درباره‌ی اکوسیستم ایرانی بیشتر بدانم و به هر نحو که می‌توانم کارآفرینان ایرانی را یاری رسانم. من در ایالات متحده آمریکا بزرگ شده‌ام اما همواره وابستگی و میل بسیار قوی نسبت به اصلیت ایرانی خود داشته‌ام و دوست‌داشتم قادر بودم تا زمان بیشتری را به شناخت و کشف ایران سپری می‌کردم. با تشکر از استارتاپ‌ویکند بیرجند و خوشبختانه رویدادهای پیش‌روی دیگر، احساس می‌کنم که در نهایت این بخت را داشته‌ام.

بنده هم به‌نوبه‌ی خود از زمانی که در اختیار ما قرار داده‌اید، کمال سپاس‌گذاری و تشکر را دارم.

۱-Adriana Gascoigne

۲-Mounia Rkha

۳-Ella Weston

۴-Mihiri Bonney

بازنشری از این مصاحبه در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند منتشر شده است. مهدی پرهیزی یکی از برگزارکنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد می‌باشد.
نسخه‌ی انگلیسی / English Version

Share

کارآفرینان؛ زمینی یا مریخی؟!

شاید خیلی از شما خوانندگان عزیز، پیش‌تر با موضوعاتی چون کارآفرینی، ایجاد اشتغال و چرخه‌های صنعت و تولید آشنا شده باشید و یا حتی از دوستان یا اطرافیان‌تان مواردی شنیده باشید. اما آیا واقعا کارآفرینی و کارآفرین شدن تافته‌ی جدا بافته‌‌ای است که فقط برای دیگران اتفاق می‌افتد؟ کارآفرینان انسان‌های مریخی هستند که فقط شبیه انسان‌ها جلوه می‌کنند؟

برای پاسخ به این سوالات باید قدری رو راست باشیم. واقعیت امر این است که کارآفرینان هم انسان‌هایی هستند همانند دیگران. آنان هم نفس می‌کشند، غذا می‌خورند، مریض می‌شوند، شاد می‌شوند و غمگین، امیدوار می‌شوند و ناامید و به‌طور کلی آنان هم اکسیژن جو را به دی‌اکسیدکربن تبدیل می‌کنند، اما با کیفیت و بازخوردی کاملا متفاوت با دیگران. آنان در نهایت «خلق ارزش» می‌کنند.

بنابراین اصلی‌ترین و شاید بتوان گفت تنها تفاوت کارآفرینان با دیگر انسان‌های جامعه، در کیفیت رفتارها، برنتابیدن موانع موجود در راه و تمرکز بالای آنان بر روی موضوع است.

در این نوشتار قصد نداریم ویژگی‌هایی که به زعم‌ نگارنده کلیشه‌ای پنداشته می‌شوند را مرور کنیم. می‌کوشیم بدانیم چگونه می‌توان جزء ۱درصد جامعه‌ی جهانی قرار گرفت و مصرف‌کننده‌بودن صرف را کنار گذاشت و روی به «خلق ارزش‌ها» آورد.  این نکته‌ی بسیار مهم را متذکر می‌شویم که برای کارآفرین شدن باید جوهره‌ی وجودی تغییر، رها کردن ساحل آرامش و به اقیانوس پیوستن را حتی بدون قطب‌نما  در خود نهادینه نمود. این‌چنین است که شما  قطعا در مسیر، جهت‌یاب خود را خواهید ساخت!

واقعیت امر این است که برای کارآفرین بودن نه فقط باید مهارت و نبوغ خاصی در حل مشکلات داشت، بلکه باید توانایی شناسایی و ایجاد فضای مشکلی که از پیش هم وجود نداشته است را هم دارا بود. البته دسته‌ی دوم را که به‌ تعبیر نگارنده «ابرکارآفرین» نامیده می‌شوند، افرادی هستند که سبک جدیدی از شیوه‌ی کاری و زندگی را پیش روی دیگران نمایان می‌کنند و برای آن راه‌حل ارائه می‌دهند. بارزترین شرکتی که در دنیا حداقل در برهه‌ای چنین عمل کرده، شرکت اپل و بنیان‌گذار و ناجی فقیدش «استیو جابز» را می‌توان نام برد.

در همین راستا مردم عادی و حتی کارآفرینان مسیر پیموده، از رده‌های مختلف در دنیا دست در دست هم داده و تلاش‌های ارزشمندی را برای آغاز نهضت کارآفرینی و کسب‌وکار ایجاد نموده‌اند. می‌توان یکی از این نمونه‌ها را که اتفاقا در کشور ما نیز مورد توجه و استقبال بسیار خوبی قرار گرفته و موفق به ایجاد جامعه‌ی کاربری مناسبی شده است را رویداد استارتاپ‌ویکند نام برد. استارتاپ‌ویکند و نمونه رویدادهای مشابه آن که در سطح جهان کم هم نیستند، از قاعده‌ی بسیار ساده‌ی وحدت در هنر و نقاشی بهره می‌گیرند. اول همه‌چیز را در مقیاس کوچک طراحی و اجرا می‌کنند، تکرارپذیر بودن آن را بررسی و سپس مطابق واقعیت به‌دست آمده در دنیای کوچک، در دنیا بزرگ به محک محصول‌شان و مدل‌سازی می‌پردازند.

طبیعی است که علاقمندان با شرکت در رویدادهایی چون استارتاپ‌ویکند، در سه روز آخر هفته می‌توانند طعم شیرین و منحصربه‌فرد خالق بودن را تجربه کنند و چه بسا مابقی عمرشان را در بین ۱درصد هدفمند و تاثیرگذار جامعه‌شان سپری کنند.

البته امید است نگرانی به‌جای این روزه‌ی جامعه‌ی استارتاپی ایران که همانا تبدیل شدن چنین رویدادهایی به مکانی صرفا نمایشی، مورد توجه و آسیب‌شناسی جدی اهل فن قرار گیرد. یکی از پیشنهادهای نگارنده، روی آوردن به تحلیل و بررسی اکوسیستم کارآفرینی ایران، خروجی‌های جدی آن و دست‌کشیدن از صرفا ترجمه‌ی محتواهای خارجی است!

بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند به‌عنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در روزنامه‌ی “آوای خراسان‌جنوبی” به‌تاریخ ۳ اسفند ۱۳۹۲ – صفحه‌ی ۵ به قلم نویسنده به چاپ رسیده است.

Share

نگاه کارآفرینانه

کارآفرینان افرادی هستند که فرصت‌ها را درک می‌کنند و خلاءها را می‌بینند. درک فرصت‌ها توسط این افراد ممکن‌است از طریق بازارگردی، ارتباط با افراد و یا نگاه به تلویزیون ، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی حاصل شود، که به آن به‌تعبیری نگاه جستجوگرانه، نگاه فرصت‌گرایانه و شکار فرصت گفته می‌شود. در این نوشتار کوشش شده است برداشت جدیدی از کارآفرینی تحت عنوان نگاه کارآفرینانه را مطرح نماییم.

باتغییرات شتابان درمحیط بین المللی و گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و جایگاه جدید و نوینی که سه انقلاب اینترنت، دیجیتال و کارآفرینی در حال تحول آن می‌باشند، برای جستجوگران تغییر سؤالات متعددی مطرح می‌گردد:
-جایگاه و سهم ما از تجارت جهانی درحوزه IT و بازاریابی چیست؟
-چرا بعضی از کشورها مانند کره‌جنوبی، سنگاپور، تایوان، مالزی که عقب‌تر از ما در توسعه اقتصادی بودند، گوی سبقت را از ما ربوده‌اند؟
-چرا در ده سال گذشته با ورود به دوران گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی کشورهایی مانند هند، فنلاند، ایرلند جهش‌های میلیارد دلاری انجام داده‌اند؟
-چرا شرکتهای جدید در عرصه دیجیتال و اینترنت با کارآفرینی خود در کشورهای مختلف به سرعت به‌عنوان میلیاردهای جدید معرفی شدند و چرا کشور ما از الگوهای کسب‌وکار جدید در حوزه کارآفرینی بهره مند نمی‌شود؟
-چرا خروجی دانشگاه‌های آمریکایی مانند استنفورد، هاروارد، بابسون، MIT و … کارآفرینانی چون بیل گیتس (مایکروسافت)، جفری بزوس (آمازون) و حتی نمونه‌های جوانی چون دیوید کارپر(تامبلر) و کوین سیستروم (اینستاگرم) است و نقش کلیدی در موفقیت و توسعه کشور خود دارند؟ و چرا ما ایرانیان از این فرصت‌های طلایی به‌ندرت بهره‌مند می‌شویم؟

طبیعتاً پاسخ به سوالات را می‌توان به سیاست‌ها و استراتژی‌های توسعه، فضای رقابتی کسب‌و‌کار، امنیت سرمایه‌، امنیت سیاسی و اقتصادی و از همه مهم‌تر نظام آموزش و پرورش کشور نسبت داد. اما در کل نکته قابل طرح که در توسعه از آن غفلت کرده‌ایم، وجود عامل تغییر Change agent است که پیش‌برنده‌ی توسعه و موتور توسعه به‌عنوان عامل تغییر می‌باشد.

عامل تغییر چیست؟ در گذشته طی قرون متمادی اقتصاددانان اصلی‌ترین افراد پاسخگو به این مسئله به طرق زیر بوده اند:
۱- مرکانیست‌ها (تجاریون) اولین گروهی بودند که استراتژی توسعه مبتنی بر فعالیت بازرگانی را مطرح کردند و عنوان نمودند جامعه‌ای موفق می باشد که طلا و نقره بیشتری داشته باشد و فعالیت موجد ارزش افزوده تجاری داشته باشد.
۲- طبیعیون دومین گروهی بودند که عنوان کردند کشوری توسعه یافته و موفق می باشد که زمین بیشتری داشته باشد و کشاورزی به‌عنوان فعالیت اصلی موجب ارزش افزوده گردد.. توماس مان این جمله کلیدی را عنوان نمود “زمین یگانه سرچشمه ثروت است”.
۳- کلاسیک‌ها سومین گروهی بودند که تولید را عامل ارزش افزوده و صنعت را محور توسعه نام نهادند تا از ترکیب عوامل تولید، کار و نیرو، سرمایه و زمین افزوده ایجاد گردد.
۴- اقتصاددانان مکتب اتریش (خصوصاً شومپیتر) چهارمین گروهی بودند که عنوان کردند جامعه‌ای موفق و توسعه یافته می باشد که در آن نوآوری محور توسعه باشد.

در واقع سوال اساسی بازهم بدین صورت مطرح می شود چگونه نووری رخ می‌دهد و آیا همه می‌توانند نوآوری را انجام دهند و آیا اکتسابی است؟ واضح است که هر کس از نگاه کاری خود استراتژی توسعه را بیان می‌دارد اما شومپیتر نوآوری را موتور توسعه اقتصادی می داند و اعلام می‌نماید که کشور یا جامعه‌ای موفق است که در آن نوآوری موتور توسعه محور اصلی باشد.

شومپیتر بیان می‌کند شرکت های جدید توسط کارآفرینان، شرکت‌های قدیم را از صحنه رقابت کنار می‌زنند. این نتیجه‌ی انکارناپذیر تخریب خلاق Creative destruction است که از طرق زیر حاصل می‌گردد:
– ارائه محصول یا خدمت جدید
– ایجاد یا خلق بازار جدید
– منبع جدید
– ایجاد تشکیلات جدید در شرکت موجود

با یک مثال این موضوع را بهتر روشن می‌کنیم:
در گذشته معلمان در سرکلاس‌ها از چوب اشاره استفاده می‌نمودند، سپس آنتن فلزی و خودکار به بازار آمد. در حال حاضر اشاره‌گر لیزری با باطری استفاده می‌شود. روح بیان شومپیتر چنین است : نجارها مسئول تولید اشار‌ه‌گر چوبی بودند و از نظر کارایی و کیفیت مشکل تولید نداشتند. یک فرد کارآفرین با تشخیص این فرصت که می‌توان کالای بهتر و با کارائی بیشتر تولید کرد، محصولی به نام اشاره‌گر فلزی را به بازار ارائه نمود که مشکل حمل و نقل اشار‌ه‌گر چوبی را حل نموده و از طرفی قابلیت خودکار شدن و هدیه دادن را نیز پیدا کرده بود.
این محصول جدید بازار کالاهای قبلی را کاملاً به خطر انداخت و در واقع این زاد و ولد و مرگ و میر شرکت‌ها عامل اصلی توسعه می‌باشد. این نوآوری موتور توسعه می‌باشد و این تخریب جوانمردانه و به نام تخریب خلاق می‌باشد. باز هم فرد کارآفرین دیگری با ترکیب باطری و لیزر، اشاره‌گر جدیدی به بازار ارائه نمود، که نشانگر فلزی را کنار زده و بازار جدیدی را خلق کردند. حال سوال این است که کارآفرین بعدی چه چیزی را جایگزین اشاره‌گر جدید خواهد نمود و به بازار عرضه می نماید.

حال این سوال پیش می‌آید که چگونه کارآفرین توان این نوآوری و خلق فرصت را پیدا می‌کند. آیا کارآفرینی اکتسابی و پرورشی است یا اینکه ذاتی می باشد. آیا همه توانایی پیدا نمودن این اکسیر را خواهند داشت. نگاه کارآفرینانه به‌دنبال یافتن این اکسیر و تقویت این موجودیت می باشد که شکار لحظه‌ها و فرصت‌ها نقش‌ اساسی در موفقیت دارد و این موفقیت همیشه به‌دست نمی‌آید.
در بررسی مسیر موفقیت افراد در ایجاد کسب و کار سوالی که همواره مطرح می شود این است که چگونه فرد اقدام به عمل کارآفرینانه می‌نماید یعنی در انتخاب ایده و کسب و کار چگونه فرصتِ ایجاد کسب و کار را کشف می‌نماید، آیا بخت و اقبال عاملش بوده یا نگاه آگاهانه و اقدام خردمندانه از پیش طراحی شده می باشد که مسیر رهیافت را نمایان می‌کند.

رویداد‌هایی چون استارتاپ‌ویکند، در تلاش‌ برای آگاه‌سازی این نگاه‌کارآفرینانه در جوامع ما می‌باشند.

بازنشری از این نوشتار در وبلاگ استارتاپ‌ویکند بیرجند به‌عنوان یکی از برگزارگنندگان و مسئول‌رسانه‌ای این رویداد منتشر شده است. این نوشتار همچنین در صفحات ۵ روزنامه‌‌های “آوای خراسان‌جنوبی” به‌تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ و “بیرجند امروز” به‌تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ به قلم نویسنده به‌چاپ رسیده است.

Share

استارت‌آپ ویکند به تهران رسید. ۵۴ساعت طلایی برای اجرا، اجرا، اجرا!

استارت‌آپ ویکند تهران

بسیار بسیار مفتخرم تا بنده هم در وبلاگ شخصی‌ام، خبر برگزاری اولین استارت‌آپ ویکند در ایران-تهران رو اعلام کنم. بعد از مدت‌ها مثل اینکه یکی از آرزوهای زندگیم که همون شرکت در این‌گونه گردهمایی‌ها باشه، در حال به حقیقت پیوستنه. از قرار معلوم قراره استارت‌آپ ویکند در تاریخ‌های ۸، ۹ و ۱۰ ۱۶،۱۵ و ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۱ به تهران بیاد و جای خالی چندین و چند ساله‌ی خودش رو پر کنه. فضایی خالی به‌نام اجرا و پیاده کردن نهایی یک ایده که با گردهم آمدن افراد ایده‌پرداز و کننده‌کار امید به پر کردنش داره. بدون تعارف ما ایرانی‌ها فعلا در موردش حرف زیادی واسه گفتن نداریم.

برای تعریف، هدف‌گیری و اینکه اصلا استارت‌آپ ویکند برای چه کسانیه و چه‌جور آدم‌ها باید و نباید، تاکید می‌کنم باید و نباید اونجا شرکت کنن، شما رو به سایت رسمی این گردهمایی ارجاع می‌دهم.(+)(+) نکته‌ی بسیار مهم در مورد استارت‌آپ ویکند همون‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، یگانه توجه‌اش به اجرا، اجرا و اجرای طرح‌هاست. اصلا مهم نیست صاحب چه ایده‌ای هستید-بله! اگه بخوایم صادق و واقع‌گرا باشم واقعا مهمه، تنها هدف اصلی پیمودن مسیر ایده به محصول نهایی است، حال این مسیر و محصول نهایی اشتباهات و خطاهایی داشته باشن، کاملا طبیعی و در ذات استارت‌اپ ویکند هستش.

اما نکته‌ی دیگری که حداقل تا به این‌جای کار به‌عقیده‌ی بنده از نظر برگزارکنندگان ‍پنهان مونده، جای خالی و عجیبه ایده‌پردازها- Idea Generators در بین کتگوری‌های ثبت‌نام افراد  در استارت‌آپ ویکنده، تقسیم‌بندی که تنها به ۳بخش متخصصین فنی، کسب‌وکار و طراحی خلاصه شده. لازم به توضیح نیست که افراد بسیاری وجود دارند که صاحب ایده‌های بعضا نابی هستن و تنها به دنبال متخصصین امر جهت اجرا و تبدیل ایده به واقعیت‌ طرح‌شون هستن. در تبادل ایمیلی که با یکی از عوامل برگزارکننده‌ی این گردهمایی داشتم، پاسخی مبنی بر حداقل آشنایی افراد، حتی ایده‌پردازها به مسایل فنی دنیای کامپیوتر گرفتم که کاملا درست بود و البته منظور بنده چیزه دیگری. به‌نظر بنده، جایگاه و ارزش ایده‌پرداز به‌عنوان شابلون‌کش مسیر  اگر نگویم بیش‌تر قطعا کم‌تر هم نیست که لزوم وجود بخش تخصصی ایده‌پرداز رو بیش‌ازپیش متذکر می‌شه.

به‌هر روی، برای ثبت‌نام زودهنگام و استفاده از تخفیف ۱۵درصدی می‌تونین از هم‌اکنون تا ۱مردادماه به لینک ثبت‌نام مراجعه بفرمایید. شرکت در این چنین گردهمایی‌ رو به هیچ‌وجه از دست ندین، اگه واقعا به ارزش والای اولیه‌ی ارتباطات و در معرض دید و محک عملی بودن(تجربه) واقفید. ارتباطات و معرض دیدی که سرمایه‌گذار رو برای شما به ارمغان می‌آره و تجربه‌ای که مسیر نه حداقل درست ولی آسفالت رو به شما نشون می‌ده.

در نهایت می‌خواهم از عوامل برگزارکننده اولین استارت‌آپ ویکند ایران پیشاپیش نهایت تشکر و قدردانی رو داشته باشم. به امید تولید ارزش (Creating Value) و متحول کردن اقتصاد کد و کدنویسی در این جغرافیا!

Share

پروژه‌ی جدید: ۱۸۰درجه، نقطه‌ی مقابل!

۱۶ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

۱۸۰درجهمفتخرم پروژه‌ی جدیدم رو که بیش از ۱سالی می‌شه که در مرحله‌ی آزمایشیه، رونمایی کنم. نام این پروژه رو که قراره یک وبلاگ رسانه‌ای باشه، “۱۸۰درجه” گذاشتم. اینکه ۱۸۰درجه دقیقا قراره چی‌کار کنه خودمم نمی‌دونم ولی ایده‌های زیادی براش دارم. اولین و اصلی‌ترین ویژگی این رسانه‌ی بلاگی متفاوت بودن و محتوای نشر شده‌شه.  محتوایی در اون نشر خواهد شد که واقعا هرجایی نمی‌بینینش. نگاه کلی محتوای وبلاگ هم صورت تحلیلی و فنی خواهد داشت.

  “۱۸۰درجه دیگه چیه؟” عینا نقل می‌کنم:

“۱۸۰درجه” قراره ماورای موضوعات و دغدغه‌‌های خودش رو مورد کنکاش و تحلیل قرار بده. دغدغه‌هایی که حول محور کارآفرینی و تکنولوژی مبتنی بر دنیای بیت و باینری هستن.البته در این بین نگاه ویژه‌ای هم به روابط و حقوق تکنولوژیکی نوینی که این اعداد دوست‌‌داشتنی صفر و یک برای انواع جوامع ایجاد می‌کنن، خواهیم داشت.

اگه فکر می‌کنین که این موضوعات ارتباطی با هم ندارن، خب، باید بگم که یکی از دلایل ایجاد “۱۸۰درجه” هم همینه!

پس اگه جاهایی از مغزتون قلقلک شده و متوجه شدین مباحثی وجود دارن که تا حالا بهش پرداخته نشدن و دست‌نخورده باقی موندن، بدونین جای درستی اومدین!

طراحی لوگوی ۱۸۰درجه هم با خودم بوده. طرحی که روی مقوای جعبه‌ی دستمال کاغذی متولد شد! تمام تلاشم این بوده که لوگوی طرح در عین سادگی، کاملا بیان‌کننده‌ی شخصیت، محتوا و جهت کاری پروژه باشه. دو چشم این شخصیت عدد ۸، ۰ و علامت درجه رو نشون می‌دن. با این توضیح باقی عناصر باید کاملا گویا شده باشن.

Share

پایان ترجمه‌ی کتاب اصول برنامه‌نویسی – Foundations of Programming

مدتی می‌شد که کار ترجمه‌ی کتاب اصول برنامه‌نویسی-Foundations of Programming، نوشته‌ی کارل سیگوئین(Karl Seguin) به کمک چندی از دوستان کلید خورده بود. با خوشحالی تمام می‌تونم خبر پایان ترجمه رو اعلام کنم.خوش‌بختانه با توجه به وقت و انرژی که روی کار گذاشته شد، شاهد خروجی با کیفیتی هستیم. همین‌جا می‌خوام یک تشکر ویژه از آقای افشار محبی به خاطر پیشنهاد فوق‌العاده‌شون و جمع کردن افراد علاقمند به‌کار، تشکر کنم.

اصول برنامه‌نویسی-Foundations of Programming

برای دریافت ترجمه‌ی کتاب و توضیحات بیش‌تر، به پستی که جناب آقای محبی در وبلاگشون منتشر کردن مراجعه کنین.


Share